سازمان و گی خودانگيخته

مَتيك پل

1

در جنبش کارگری به مسالهی سازمان و خودانگيخته گی بعنوان موضوعی در باره آگاهی طبقاتی كه متضمن

روابط اقليت انقلابی با توده هایِ کارگری که تحت نفوذ آموخته های سرمايه داری اند برخورد شد. چنين فرض

شد که بعيد است بيش از يك جمع محدودی (اقليتی) آگاهی انقلابی کسب کنند و از طريق سازمان دهی خود از

اين آگاهی پاسداری کرده و آنرا بکار بندند. توده كارگران تنها تحت فشار شرايط انقلابي رفتار خواهند کرد. لنين

اين رويكرد را بطور خوشبينانه پذيرفت. ديگران، همچون روزا لوگزامبورگ، بصورت ديگری به آن می

انديشيدند. به منظور تحقق بخشيدن به ديکتاتوری حزب، لنين در درجه اول خودش را با مسالهی تشکيلات در گير

کرد. روزا لوگزامبورگ به منظور خلاصی از خطر ديکتاتوری جديدی بر کارگران بر موضوع خودانگيخته گی

تأکيد نمود. با اين وجود، هردو عقيده داشتند درست همانگونه كه تحت شرايط معينی سرمايه داری افکار و اعمال

توده های کارگر را تعيين می کند, بنابراين تحت شرايط ديگری يک اقليت انقلابی می تواند چنين کند. در

حاليکه لنين اين موضوع را همچون فرصتی برای بوجود آوردن جامعه سوسياليستی می ديد، روزا لوگزامبورگ

نگران بود که هر اقليتی که در جايگاه طبقه حاکمه قرار بگيرد، احتمالاً طولی نخواهد کشيد که همچون بورژوازی

قديمی فکر و عمل کند.

در ورای اين نگرش ها، عقيده راسخی بود که توسعة اقتصادیِ سرمايه داری توده های کارگر را به سمت فعاليت

های ضد سرمايه دارانه می راند. با وجودی که لنين روی اين موضوع حساب می کرد، همزمان اما از حرکت های

خودانگيخته هراس داشت. او نياز به مداخله آگاهانه در انقلابات خودانگيخته را با استناد به عقب ماندگي توده ها

توجيه می کرد و در خودانگيخته گی عنصر مهم تخريب و نه سازنده گی را می ديد. به نظر لنين، هر چقدر جنبش

های خود انگيخته توانمندتر باشند نياز به تکميل و هدايت شان توسط فعاليت حزبی سازمان يافته و برنامه ريزی

شده بيشتر خواهد بود. به تعبيري, کارگران بايد در برابر خودشان محافظت شوند، و الا ممکن است که آنها هدف

شان را به خاطر نادانی برباد دهند و با زايل ساختن قدرت شان راه را بر ضد انقلاب بگشايند.

روزا لوگزامبورگ به طرز ديگری می انديشيد، زيرا می ديد که ضد انقلاب نه فقط در قدرت ها و سازمان های

سنتی کمين کرده, بلکه مستعد گسترش درون خودِ جنبش های انقلابی هم هست. او اميدوار بود که جنبش های

خودانگيخته نفوذِ سازمان هايی که سودای تمرکز قدرت در دستان خودشان دارند را محدود کنند. باوجودی که

 سازمان و گی خودانگيخته