Richard Gombin
گامبين ريچارد نوشته:
مترجم توضيحترجمه پيش رو، برگردان فصلی از نسخة انگيسی کتاب ريچارد گامبين
(يا با تلفظ فرانسوی "ريکار گمْبَ") تحت عنوان "سنتلندن
, 1978 ) انتشار يافت. (نسخه الکترونيکی اش در : ) Methuen راديکال" است. ترجمه انگليسی کتاب توسطيافت می شود
). نويسنده اين اثر, کتاب های http://www.geocities.com/CapitolHill/Lobby/2379/gomb_rad.htmديگری نيز برشته تحرير درآورده که مجموعه ای کمياب در رابطه با تاريخچه اجتماعی
- نظریِ بخش های مهم چپ در سطح جهانی‘Le projet
" پروژه انقلابی " ، ‘Les Socialistes et la guerre‘ " است. از جمله کتاب هايش می توان "سوسياليست ها و جنگکه به انگليسی تحت عنوان
"ريشه های چپ ) ‘Les Origines du gauchisme‘ " ريشه های چپ گرائی " rèvolutionnarie‘نيز يافت می شود
) http://www.geocities.com/CapitolHill/Lobby/2379/gomlef01.htm گرائی مدرن" ترجمه شده و درنام برد
.خود کتاب
"سنت راديکال" (همانگونه که از يکی دو صفحه آخر همين فصل نيز هويدا است) نقد نسبتاً خاص و ويژه ای بهمارکسيسم دارد
. در عين حال اين فصل معرفی نامة تاريخی- تئوريک پايه ای، مفيد و فشرده ای از کمونيسم شورائی را (حداقل برایخواننده فارسی زبان
) ارائه می دهد.يادداشت های نويسنده از سوی ناشر اين کتاب در اينترنت بطور بسيار مفيدی گسترش يافته، به همين علت، به همان گونه که ناشر
آنرا منتشر ساخته در همين ترجمه آمده است
. در موارد ضروری، يادداشت يا توضيح مترجم فارسی با ∗ بصورت زيرنويس آوردهشده
.وحيد تقوی
www.kavoshgar.org
شورائی - گامبين کمونيسم2
مقدمهتئوری شوراهای کارگری که ريشه در اشكال نوين تضادهای صنعتی دارد، در طی و بلافاصله پس از جنگ جهانی
اول شكفته گشت
. در ميان اين اشكال نوين, می توان (به نقد) از اعتصابات غير قانونی∗
,
اشغال کارخانه و شكلگيری کميته های نمايندگان کارخانه نام برد
.کل مساله پديدة شوراها
, در هاله ای از تعبيرهای اشتباه آميز و اسطوره ها پيچيده شده است که موجب احتياط میگردد
. به عنوان مثال, در حالی که ما عموماً ميل به پيوند دادن شورا با انقلاب روسيه داريم, مفهوم اصلی شورا --که بر پايه نقدی راديکال از تئوري کلاسيک حزب و اتحاديه های کارگری قرار دارد
-- در روسيه فرموله نشد(
چه در سال 1905 و يا 1917 ). همچنين, برای مدت زمانی طولانی شوراها به مثابه نهادی معرفی می شدند که ازدرون جنبش انقلابیِ توده ای بطور خودانگيخته پديد می آيند و تجسم خودمختاری توده ها نسبت به سازمان های
1905
کاملاً صحيح می باشد, و بايد در - خودِ پرولتاريا می باشند. اين تعريف اما فقط در مورد انقلاب روسيه در 7نظر داشت که اتحاديه های کارگری در آن زمان هنوز در دوران کودکی خويش بودند و در ضمن بلشويک ها
نيز در کارخانه ها نماينده ای نداشتند
. از سوی ديگر شوراها در سال 1917 از طبيعت بسيار متفاوتی برخوردار بودند1),
و بيشتر شبيه به آن نوعی بودند که در اروپای مرکزی رواج داشت. در اينجا واقعيت از افسانه بسيار دور بود. )زيرا تمام انواع شوراها
, بر پاية ابتکار و پيشقدمی اين يا آن جنبش سوسياليستی با تفاوت های جزئی با يکديگر.(
شکل گرفته بودند, يا حداقل توسط آنها کنترل می شدند( 2بدين ترتيب
, نمی توان مدعی شد که شوراها عملکرد يا واقعيتی کاملاً خودمختار را منعکس می ساختند. به هرحالدر زمانی که
--با استفاده از اصطلاحی لنينيستی-- آگاهی سوسيال دمکراتيک از تحت تأثير قرار دادن محيط هایطبقه کارگر دور بود
, چنين امری غير قابل تصور می بود.1914
با خود هم دگرگونی های توپيائی واقعيت را به همراه - اما, مانند تمام دوران های اصيل انقلابی, دورة 21آورد و هم طرح خواسته های جامع تر رهائی را که می بايد در حوزة اتوپيائی باقی می ماندند
( 3). در دنيای پديدههای مشخص
, انسان فقط بايد به تحول عظيمی بيانديشد که در روش ها, باورهای عميقاً ريشه دار, عادت ها و سنتهائی پديد آمد که در طی قرن
19 تغيير نکرده بودند. بايد توسعة فعاليت های نوين را نيز در نظر گيرد, ماننددخالت فعال در زندگی اجتماعی و اقتصادی
, شرکت فزايندة زنانِ همة طبقات در دنيای کار, اتکا به نفس سياسی وWildcat strikes
∗
حتی
. در همه جای اين ترجمه به "اعتصابات غير قانونی" برگردانده شده, که البته در کشورهای مختلف معانی متفاوتی دارددر کشورهای اروپائی
. يعنی اينکه يک اعتصاب ممکن است در کشوری قانونی و در کشوری ديگر غير قانونی اعلام شود با اينکه در اينکشورها
"حق اعتصاب" برسميت شناخته شده است. اما اگر بخواهيم تعريف مشترکی از اين واژه در کشورهائی که حق اعتصاب برسميت شناختهشده بدست دهيم
, بايد گفت: اعتصاب کارگری, تنها بشرط اعلام, تائيد و رسميت يافتن اتحاديه سراسری کارگری (از جمله بعلت عدم دستيابی بهقرارداد سراسری با اتحاديه کارفرماها
) قانونی است. در غير اين صورت, حتی اگر اتحاديه سراسری يک شاخه کارگری دست به اعتصاب بزند,اين اعتصاب معمولاً غير قانونی اعلام می شود
. در ضمن اين واژه بار خودانگيختگی را نيز با خود دارد.www.kavoshgar.org
شورائی - گامبين کمونيسم3
خانوادگی شان
, پايان دوران "استاندارد طلائی" و ثبات قيمت ها, تصديق حقوق ملی و فروريزی سيستم هایفئودالی
(در شرق و مرکز اروپا). اينها تنها برخی از عواملی هستند که نشانگر بريدن کامل از گذشته می بودند.روابط اجتماعی بطور گريزناپذيری دچار دگرگونی عميقی شده بود
. يک نسل کامل چه در ارتش و در کارخانههای مهمات سازی
, و چه در بخش کشاورزی و بيمارستان ها بسيج شده بود. هنگامی که اين جنبش يک بار برایهميشه از جا کنده شد
, می بايد اثبات می کرد که به مراتب کمتر مطيع تر و بسيار سرکش تر از پيشينيان خويشمی باشد
. بالاتر از همه اينکه به درون دنيای نگرانی ها و نااطمينانی اقتصادی که برای اعتراض بسيار مستعدتراست
, راه گشوده بود. روح ستيزه جوئی و حتی شورش, خودِ سازمان های کارگری را نيز مصون نمی داشت, زيراکه طرز تلقی و رفتار خود آن سازمان ها در طی اين دوره
, بشدت تضعيف کنندة توشة اطمينانی بود که در دورانپيش از جنگ در ميان مبارزه جويان ايجاد کرده بودند
.ناسازه است اما
, اتحاديه ها و احزاب کارگری بلافاصله پس از جنگ, هنگامی که اتوريته شان به آسانی زير سؤالبرده می شد
, از نظر عددی و نيز ديسيپلينی رشد کردند. شتابی که رهبران کارگری و سوسياليست برای جمع شدنبه دور پرچم ملی شان داشتند
, و همکاری بين اتحاديه های کارگری و مقامات نظامی جهت شکستن اعتصاباتغيرقانونی در طول جنگ
, برای آگاهی طبقه کارگر ميزان زيادی بی اعتمادی فراهم ساخت. بدين ترتيب,کارگران از طريق اشکال نوين کنش
∗
,
در واقع يک رشتة کامل از آرزوهای اتوپيائی ای را که توسط انقيادديرپای ممکن شده بود برآورده کردند
. بدين طريق, درحاليکه دستگاه ها و ايدئولوژی های نوع اقتداری از نظرتعداد هواداران رشد می يافتند
, بطور همزمان, اعتبار خود را از دست می دادند. اولين برگ اين لولای دولبه که نيمقرن تسلط داشت
, همراه بود با توپيا شدن (واقعيت يافتن- م) رهبری کارگری. امروز اما شاهد پديداری خواستة1917
در حالت جنينی يافت می شدند (لبه دوم -م). - خودمختاری ای هستيم که به نقد در سال های 21نهادهائی که در اين دوره بر پا گشتند و در قياس با آنچه که اکنون يک سنت واقعی طبقه کارگر گشته نوآوریِ
مثبتی می باشند که در اين دوگانگی شريک بودند
. زيرا که بيشتر مواقع شوراهای کارگری تحت کنترلسنديکاليست ها يا سوسياليست های مبارزه جو بودند
. اما شوراهای کارگری بمثابة يک پروژه (خودانگيختگی وشرايط غير قابل پيش بينی ظاهر شدنش شاهد اين مدعا است که
) اتوپيای مشخصی است, که بی اعتنا به چگونگی(
وضعيت) نهادين گشتن شوراها است و آنرا انکار می کند. شوراهای کارگری در اين اشکال (نه فوراً قابلتشخيص
) مجازی وجود دارد, [يعنی] خواسته ای برای خودمختاری که خود را به محور توجه تحميل کرده است.Action
∗ شامل هرکدام از (و همة) انواع مبارزات عملی workers action در اين ترجمه اين واژه به "کنش" برگردانده شده است. در انگليسیکارگری از جمله پيکت گذاری
, کندکاری, تظاهرات, اعتصاب و شورش و غيره می شود. اما چنين واژه ای در ادبيات چپ, بيشتر در مواردحرکات کارگری مستقل از اتحاديه ها
--بخصوص در متن حاضر-- استفاده می شود, از جمله اعتصابات غيرقانونی, تظاهرات ها, شورش هایخيابانی و غيره
.www.kavoshgar.org
شورائی - گامبين کمونيسم4
اصالت جنبش شوراگرائی
∗
در درکش از جريانِ تکاملِ آينده نهفته است
. عليرغم اينکه کار تئوريک آن فقط برپاية نمودها ايجاد گشته بود
, اما قطعاً بر پاية توهم بنا نگشت. صحيح است, در شرايط مهييج انقلابی آن سال ها,اجتناب از پيروزمندگرائی مشکل بود
. برخی حتی تا آنجا پيش رفتند که هر شورای کارگری ای را شکلی ازمخالفت با رهبری کارگری جا افتاده می شناختند؛ بدين سان
, به دگماتيسمی لغزيدند که بخش وسيعی ازايدئولوژی شورائی را مارک دار کرده است
. در نتيجه, پيش از بررسی تئوری شورائی ها و شرايط تولد آن درجزئيات
, نگريستن به زمينة واقعی ای که در آن اين اعتصابات, شوراها, سرکشی ها, و شورش ها رشد يافتند, خالیاز فايده نيست
.∗
در اينجا به
"شوراگراها" برگردانده شده است. منظور نويسنده اما از اين واژه, همانگونه که در اين نوشته پيدا است, کمونيست Councilistsهای شورائی می باشد
.www.kavoshgar.org
شورائی - گامبين کمونيسم5
کارگران مبارزة نوين اشکال ظهور و اول جهانی جنگدر اکثر کشورهای درگير در جنگ
, موقعيت اگر نه انقلابی, پيشا-انقلابی بود. اما اگر روسيه را کنار نهيم, سه نوعموقعيت اجتماعی را در می يابيم
. در آلمان و اتريش, شوراهای کارگری تمام منطقه را در بر گرفته و خواهانحداقل بخشی از قدرت بودند؛ در باواريا
∗
و مجارستان
, آنها سياست رسمی و قدرت اجتماعی رسمی را در مجمععمومی بکار بستند؛ در حاليکه در انگلستان و ايتاليا
, حتی اگر شوراها هيچ قدرت سياسی نداشتند, با اين حال, بهيک جنبش شورائی غير قابل چشم پوشی توسعه يافتند
.شوراهای کارگری در نوامبر
1918 در اتريش و بطور همزمان در آلمان خود را ظاهر ساختند. آنها بسرعت برایدربرگيری اغلب مناطق کشور گسترش يافتند؛ اما اکثريت قريب به اتفاق اين سازمان ها به ابتکار حزب
سوسياليست شکل گرفته بودند و تعداد فراوانی مبارزِ سوسياليست در بالاترين ارگان های شوراها
--کميته هایاجرائی
-- نمايندگی داشتند. فراتر اينکه شوراهای اتريش هيچگاه در موقعيت بدست گيری قدرت نبودند, و همينجاتفاوت اصلی آن با آلمان قرار دارد
. انقلاب, اگر که انقلابی بود, در چارچوب دولت و پارلمانتاريسم بوقوع.(
پيوست( 4از سوی ديگر
, در آلمان شوراها سرشتی نهاد-قانونی داشتند. اولين مورد بروز اين ويژه گی, در تاريخ 10 نوامبر1918
بود, هنگامی که شورای عالی کارگران و سربازان برلين ترکيب حکومت جديد را تائيد کرد, که پيامدشانتقال قدرت اجرائی در
23 نوامبر به حکومت بود( 5). به همان گونه, يک ماه بعد کنگرة شوراهای پان-آلمان,قدرت خود را بدست مجلس موسسان آينده سپرد که بعد به آن رای داد
.واقعيت اما پيچيده تر از آنچه که در اين اشکال قضائی نشان می دهند بود
. بحران در نتيجة تعادل بين قدرت سياسیو سرشت شوراهای کارگران در آلمان پديدار گشت
. اين آخری با پيدايش جنبش اعتصابی و شورش در اتريشکه از سال
1917 به تمام کشور سرايت کرده بود, خود را ظاهر ساخت. اين اعتصابات, کارفرمايان را که نمیخواستند عليرغم افزايش قيمت ها
, حقوق ها را افزايش دهند, و نيز حکومت را که هيچ اقدامی برای پايان دادن بهجنگ نمی کرد
, هدف می گرفتند. اين اعتصابات اما عليه سوسيال دمکراسی و اتحاديه های کارگری نيز بودند.حزب سوسيال دمکراتيک آلمان
) يک سياست همکاری با دولت ) SPD , بسيار پيشتر, يعنی در ماه آگوست 1914پادشاهی آلمان اتخاذ کرده بود؛ اما مدت زيادی به طول نکشيد تا به اين حزب هم بمثابه يک گروگان و هم
بعنوان تضمينی برای حکومت نگريسته شود
. حقيقت دارد, رهبران از سياست "جنگ تا به آخر" حمايت میکردند
. مانند اتحاديه های کارگری آنها مواضعی اتخاذ کردند تا در طول جنگ از هرگونه درگيری در مناطقارگان عالی شان
) برای از بين بردن General- Kommission) صنعتی اجتناب شود. و اين که کميسيون عمومیتوقف کار با مقامات ارتشی و کارفرمايان به تلاش مشترکی دست می زد
, منظره ای غير عادی نبود. در نتيجه,∗
کشوری
(اکنون منطقه ای) در جنوب شرقی آلمان که پيش از جنگ جهانی اول هم مرز آلمان, مجارستان و چک بود. Bavariawww.kavoshgar.org
شورائی - گامبين کمونيسم6
موج اعتصاباتی که آلمان را تحت تاثير قرار می داد
, از ماه آوريل 1917 به بعد رنگی ضد اتحاديه ای به خودگرفت
. اعتصابات غير قانونی با فرکانس فزاينده ای تا پايان جنگ بوجود آمدند, اما فقط برای اين که از آن لحظه.(
به بعد با قدرت عظيم تری گسترش يابند( 6اين کنش های
"غير قانونی" ساختار های کهنة اتحاديه ای را از کارخانه روبيدند. بجای آنها, کارگران نمايندگانیانتخاب کردند که جوابگوی پائين دستی ها بوده و با هيرارشی موجود خصومت می ورزيدند
. نمايندگان در کميتهگرد هم می آمدند
, و پيش درآمد مناسبی برای شوراها بودند که بر همان پايه اما برای (Betriebsräte) های کاریمقاصد سياسی انتخاب می شدند
( 7). در حاليکه می توان به وجود شوراها بسيار پيشتر يعنی در بهار 1917 اشاره