فهرست:

 

مقدمه:..........................................................................................................................................................................1

آمار:..............................................................................................................................................................................1

تعريف توسعه:......................................................................................................................................2

ديدگاه‌ تكاملي توسعه:.........................................................................................................................................................................................2

راهبردها و مدلهاي توسعه:.................................................................................................................4

مدلهاي رشد:......................................................................................................................................5

تئوري دوگانگي:.................................................................................................................................5

نظريه نوسازي (مدرنيزاسيون):.........................................................................................................5

مدل زيست محيطيو مدل توزیع مجدد............................................................................................6

نظريه‌هاي توسعه منطقه‌اي:..............................................................................................................7

نمونه ايران (تا سال 1357)..............................................................................................................7

نمونه برزيل:......................................................................................................................................8

مدل توسعه چين:.............................................................................................................................9

نتيجه گيري:....................................................................................................................................10

منابع:.......................................................................................................................................

 

 

مقدمه

امروزه ابداع فن آوری های کاربردی در زمینه های مختلف گسترش قابل توجهی دارد. ارایه این فن آوری به کشاورزان و بهره برداران روستایی نیز روند فزاینده ای یافته است. علی رغم نیاز روز افزون جوامع روستایی و کشاورزی به توسعه و کاربرد تکنولوژی جدید،"در بررسی های به عمل آمده در نقاطی از دنیا چنین بر می آید که علم و معرفت دانشمندان غربی رو به تحلیل رفته است

"(چمبرز ،98) و تجربه های موجود بیانگر این واقعیت است  که فن آوری های ارایه شده به جوامع روستایی عموما” کاربرد قابل قبولی نداشته واز نرخ عدم پذیرش بالایی برخوردارند( راجاسکاران.ب ، 1380  ،62).از آنجا که این تکنولوژی خارج از روستا به وجود می آید و از نظرشرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی واقلیمی تفاوت زیادی با شرایط جامعه روستایی دارد، از این رو پایین بودن نرخ پذیرش این تکنولوژی و ناکارایی ضمنی آنهااجتناب نا پذیر است.به نظر می رسد برای افزایش کارایی و تقویت جنبه های  کاربردی فن آوری های ارایه شده به جوامع روستایی، استفاده از دانش بومی این جوامع راه گشاه باشد.اگر این نوع دانش که سالیان متمادی و از طریق تجربه های متعدد مردم بومی شکل گرفته  و در طول قرنها با کار بر روی آن مورد آزمایش قرار گرفته است، با محیط و فرهنگ بومی سازگاری دارد و بر پایه تجربه استوار است...، در فرایند تحقیقات روستایی و اختصاصا" کشاورزی مورد استفاده قرار گیرد در تکنولوژی ایجاد شده ، افزایش نرخ پذیرش وتقویت جنبه های کاربردی آنها بسیار موثرخواهد بود: چون1-دانش بومی با فن آوری ها و شیوه های بومی آشنا و مانوس است و درک و نگهداری از آن شیوه ها برای مردم از فن آوری ها و شیوه های وارداتی بهتر است.2- از منابع محلی برخاسته است.مردم به منابع بیرونی که هزینه ساز، کمیاب و دسترسی به آنها نامنظم باشد وابستگی کمتری دارند.دانش بومی در هنگام برنامه ریزی طرح ها برای مردم محلی و مجریان طرح های توسعه حق انتخاب بیشتری فراهم می آورد. شیوه های بومی از شیوه های بیرونی ارزانتر هستند و بیشترشان به سرمایه گذاری بسیار اندکی نیاز دارند.

آمار:

بر طبق سرشماري 1335 تعداد روستاها به بيش از 49 هزار بالغ مي‌گرديد كه اين تعداد در سال 1345 به رقم بيش از 66 هزار افزايش مي‌يابد ليكن در دهه‌هاي اخير اين تعداد بنا به عللي روند نزولي داشته است بطوريكه سرشماري 1365 تعداد آباديها را قريب 65 هزار نشان مي‌دهد از طرفي توجه به طبقات جميتي سكونتگاههاي روستايي روشنگر اين امر است كه قسمت اعظم جمعيت روستايي در زيستگاههاي كوچك و در عين حال پراكنده ساكن مي باشند. بدين ترتيب تعدد و پراكندگي روستاها از يك سو و نارسائيهاي خدماتي موجود (در زمينه هاي گوناگون فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي)از سوي ديگر نقش و اعتبار ديرينه روستا و بالاخص بخش كشاورزي در اقتصاد ملي، سبب گرديده است، تا پرداختن به چگونگي بهبود اين شرايط بعنوان يكي از مبرم‌ترين مسائل كشور در طول دورانهاي مختلف مطرح ‌گردد.

شايد تحقق اين امر- بهبود شرايط روستاها- در بستر راهبرد توسعه روستايي و بكارگيري خط مشي‌هايي از قبيل ساماندهي روستاهاي پراكنده قابل حصول باشد، ليكن براي دستيابي به نتايج عملي بهتر بدست دادن يك چارچوب مفهومي مشخص و نيز برخي ملاحظات نظري از توسعه و توسعه نيافتگي روستايي ضرورت دارد. دستيابي به آنها بر ارزيابي تجربه‌هاي گذشته از فرآيند توسعه، بويژه توسعه اقتصادي و اجتماعي سكونتگاههاي روستايي چند كشور و آشنايي با راهبردها و مدلهاي مختلف توسعه مبتني مي‌باشد.

تعريف توسعه

اصولاً تعريف كلمه توسعه يا رشد اقتصادي- عليرغم اختلافي كه ظاهراً اين دو با هم دارند كار دشوار و پيچيده‌اي است بطور كلي اينكه در توسعه اقتصادي مسأله ارزشها و ديدگاهها مطرح مي‌شوند كه خود امري است پيچيده و به آساني قابل سنجش و اندازه گيري نيست و ديگر آنكه توسعه اقتصادي به نحو گسترده‌اي با توسعه فرهنگي، اجتماعي و سياسي آميخته شده است.

بايد دانست كه توسعه مسئله جديدي در زندگي بشر نبوده و همواره وي را همراهي كرده است، ليكن آن چه جديد و متخص قرن حاضر است كوشش آگاهانه و سازمان يافته جهت توسعه جامعه- توسعه برنامه ريزي شده- مي‌باشد اين پديده در سال 1917 با برنامه ريزي در اتحاد جماهير شوروي (سابق) آغاز شد و سپس بالاخص پس از جنگ جهاني دوم مقبوليت جهاني يافت. تاريخ توسعه برنامه ريزي شده در عين كوتاهي، مشحون از نشيب و فرازهاي عظيم بوده و تعريف از توسعه نيز با تحول شگرف در مباني و اصول شناخت علمي و دانش بشر در دهه‌هاي اخير، با دگرگوني ملازم بوده است و اكنون رويكرد نويني از توسعه پيش روي ماست كه هوادار اين انديشه است كه بايد «مفهوم توسعه» را در مجموعه‌اي قرار داد كه در برگيرنده طبيعت، جامعه و فرهنگ باشد».

 

 

 

ديدگاه‌ تكاملي توسعه:

 يا مكتب تكاملي توسعه: تكامل ابتدا در زيست‌شناسي و بيولوژيك مطرح شد كه با ديدگاه‌هاي داروين رشد كرد و معتقد به تكامل تدريجي بودند كه به سمت بلوغ پيش مي‌روند كه كشفيات در زمينه زيست‌شناسي باعث تاثير‌گذاري در مسائل اجتماعي شد و طرفداران از همين مباحث استفاده كردند و مفهوم تكامل را بعنوان كليدي براي پاسخگويي مسائل بشري مطرح كردند. در قرن 19 و اوايل قرن 20 مطرح شده است.

 يكي از نويسندگان چوداك در قرن 19 مي‌گويد دنيا به سمت موفقيت، وفور كالاها و عقلايي بودن و نهايت عدالت و خوشبختي كامل و تكامل مي‌يابد. هم براي تبيين گذشته و هم براي پيش‌بيني آينده استفاده كردند. «از اين نظريه». به تدريج سلسله مراتب افزايش مي‌يابد و به حالتي مي‌رسد كه ديگر تغييري پيدا نمي‌شود و بصورت ثبات يافته و خودگرايي در مي‌آيد (منظور موجودات). هربرت اسپنسر؛

 كه معتقد است تكامل يعني فرآيند تكامل اجتماعي و حركت به سوي پيچيدگي فزاينده ناموس خلقت يا قانون اعظم تكامل. حركت از سادگي به پيچيدگي يا از وحدت به كثرت مي‌باشد. به نظر وي جامعه انساني با گذشت زمان از توحش به تمدن و طي مراحل خاصي به وضعيت فعلي رسيده است. نقطه شروع نظريه‌هاي تكاملي، كوشش در جهت كشف يك جريان كلي براي توسعه تمام جوامع انساني بوده است و اين امر معمولا به تنظيم مجموعه‌اي از مراحل توسعه منجر شده است. مفهوم مراحل توسعه يكي از مفاهيم جذاب براي بسياري از نظريه‌پردازان بوده كه تا به امروز نيز جذابيت خود را حفظ كرده است.

 در مجموع ويژگي مشترك نظريه‌هاي تكامل اجتماعي به شرح زير مي‌باشد

1- اين نظريه متاثر از كشفيات علوم بيولوژي زمان خود قرار گرفته است و به همين دليل پذيرش گذار جوامع انساني از مراحل پي در پي مطرح است. 2- در اين نظريه وحوت تكاملي يكطرفه در نظر گرفته مي‌شود و بازگشتي به مراحل قبلي وجود ندارد. 3- اين نظريه از چگونگي ايجاد دگرگوني يا توسعه بحث نمي‌كند. 4- عنصر زمان بوسيله روز، ماه و سال اندازه‌گيري نمي‌شود مطابق اين نظريه‌ تمام جوامع بشري پايان خوشي از نظر بي‌طبقه بودن و مساوات و عدالت خواهند داشت. عنصر جبرگرايي و اجتناب ناپذيري نقش مهمي دارد و امكان تغيير جامعه را براي افراد ميسر نمي‌سازد.5- مساله توالي و مراحل گذار جوامع است تماس بين دو فرهنگ ممكن است تحول مبتني بر مراحل را براي يكي از اين 2 جامعه يا هر دوي آن جامعه تغيير دهد در اين نظريه ناديده گرفته شده است. با توجه به تجربه تاريخي مغرب زمين مطرح شده است. (تجربه انگلستان). « بايد در فرآيند توسعه الگوي خطي را بپذيريم ». طبق اين نظريه. در واقع توسعه تك علتي و خطي است. خصوصيات خاص جوامع در توسعه آنها نقشي ندارد. طيق اين نظريه كشورهاي ديگر بايد مطابق كشورهاي توسعه يافته آن الگوها را رعايت كنند. اينكه توسعه داراي مراحلي است قابل قبول است ولي براي تمام كشورها با شرايط مختلف. شرايط يكساني در نظر بگيريم صحيح نيست نام هر مرحله براي تمام جوامع يكسان نيست. اين‌ها به تبيين دروني جوامع مي‌پردازند. نظريه ساختاري، كاركردگرايي = اشاره‌اي نمي‌شود.

نظريات مربوط به شرايط لازم براي توسعه:

 از لحاظ اقتصادي بحث تركيب و سرمايه‌گذاري و موضوع پس‌اندازها در سرمايه‌گذاري، كمك‌هاي خارجي، مالكيت فئودالي يكي از عوامل نامطلوب براي توسعه مطرح مي‌شود فقدان روحيه كارفرمايي، نقش نخبگان و برگزيدگان، عوامل فرهنگي، اهميت دادن به زندگي مادي در مقابل زندگي معنوي، ارزش براي كار و كوشش، حاكميت فلسفه اختيار بجاي جبر، رد اسراف و اتلاف منابع، قدرشناسي علم و تحصيل علم و منزلت علم، وجود عناصري در فرهنگ قومي و نيز در شرايط كلي جامعه كه اميد و انگيزه بهتر زيستن و ارتقا يافتن را در درون افراد پرورش دهد.

موانع اجتماعي و فرهنگي توسعه روستايي:

كه بيشتر از نظريه نوسازي تاثير پذيرفته است. طرفداران معتقدند كه برخي گروه‌هاي دهقاني در برابر دگرگوني و تغيير مقاومت مي‌كنند و نظرات محافظه‌كارانه دارند نسبت به توسعه اقتصادي، جامعه‌شناسان پاسخ منفي دهقانان را به فرصت توسعه را ناشي از روحيات آنها مي‌دانند و دهقانان از انگيزه‌هاي اقتصادي تاثير نمي‌پذيرند. در اين ميان راجرز خرده فرهنگ دهقاني را مانعي براي توسعه يافتگي مي‌داند. 1- عدم اعتماد مقابل در روابط شخصي و به يكديگر اعتماد نمي‌كنند و حيله‌گر هستند. 2- فقدان نوآوري در مقابل نوآوري مقاوت مي‌كنند. 3- تقدير گرايي 4- پايين بودن سطح آرزوها و تمايلات 5- عدم توانايي چشم‌پوشي از منافع آني بخاطر منافع آتي 6- كم اهميت دادن به عامل زمان 7- خانواده‌گرايي 8- وابستگي به قدرت دولت 9- محلي‌گرايي (خصوصيات خرده فرهنگ دهقاني كه مانعي براي توسعه است). در زمينه توسعه نظريه مستقل نداريم بلكه عام هستند يعني مربوط به جوامع هستند و نمي‌توان نظريه توسعه روستايي داد. در زمينه توسعه روستايي بيشتر به ديدگاه‌ها و رهيافت‌ها ـ رويكرد Approach  توجه مي‌شود. راهبرد يا استراتژي نيز داريم كه راهبردهايي متاثر از ديدگاه‌ها و نظريات مي‌باشند.

راهبردها و رويكردهاي توسعه روستايي:

 ما مي‌توانيم رويكردها را طبقه‌بندي كنيم شامل رويكردهاي فضايي، اجتماعي، اقتصادي، جامع. سابقه اين‌ها 50 سال اخير است از 1950 به بعد كه چهار رويكرد بالا طبقه‌بندي آن است. بعنوان مثال راهبرد انقلاب سبز كه رويكرد اقتصادي دارد كه بيشتر به افزايش توليد مي‌پردازد. راهبرد مشاركت كه رويكرد اجتماعي دارد. راهبرد مراكز رشد روستايي، كه رويكرد فضايي دارد. راهبرد همه جانبه و يكپارچه كه رويكرد جامع محسوب مي‌شود. در دهه 50 و 60 توسعه از طريق رشد مدنظر بوده است. و بعدا توسعه همه جامعه‌اي مطرح شده است. 50 تا 70 راهبرد انقلاب سبز مدنظر بوده است. دهه 70 برنامه‌ريزي رشد مطرح شده است كه برنامه‌ريزي رويكرد رشد بوده است. دهه 80 توسعه همه جانبه مطرح شده است در اواسط دهه 80 رهيافت نيازهاي اساسي مطرح بوده است. دهه 70 و 80 و 90 موضوع زمان مطرح بوده است مشاركت از دهه 80 به بعد مطرح شده است. توسعه پايدار 1987 به بعد مطرح شده است كه رويكرد غالب است.

 

راهبردها و مدلهاي توسعه

در سالهاي پايان دهه چهل و نيز دهه پنجاه ميلادي نظريه‌هاي مختلف توسعه شكل گرفت، در مراحل اوليه كشورهاي صنعتي تمايل به نوعي توجه به توسعه كشورهاي عقب مانده داشتند. در صورتي كه تا آن هنگام سطحي پايين تر از توسعه و فقر وضعيتي طبيعي تلقي مي‌شد. مهمترين عوامل مؤثر در تغيير اين وضع عبارت بودند از:

1-    فرآيند استعمار زدايي

2-    تلاشهاي سازمان ملل و ارگانهاي آن و آشكار شدن شكاف فزاينده ميان كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه

3-    نگرانيهاي دانشمندان از انفجار جمعيت ناشي از رشد سريع جمعيت در كشورهاي در حال رشد و غيره

بدين ترتيب درباره مشكلات اين دسته از كشورهاي توسعه جو، تعدادي از پيش كسوتان و پيشگامان توسعه اقتصادي تئوريهاي جديدي را جهت رهنمود كلي ارائه كردند. كاربرد اين تئوريها بعدها اثرات عميقي چه مثبت و چه منفي بر بافت اجتماعي و اقتصادي كشورهاي در حال توسعه به جا گذاشت و ما در اينجا به عناوين كلي اين مدلها به اختصار مي پردازيم:

مدلهاي رشد

نخستين نظريه بنياني در مورد توسعه و توسعه نيافتگي تا حد زيادي تحت نفوذ مكتب فكري «تكامل گرايي» قرار گرفت و «روستو» تاريخ نگار اقتصادي امريكايي يكي از نخستين و با نفوذترين پيشگامان مكتب «تكامل گرايي»، فرآيند توسعه را به صورت يك سري گامها و يا مراحل توصيف كرد كه كليه كشورها بايد آنها را به ترتيب طي كنند و عبارتند از: جامعه سنتي، دوران انتقالي و سرانجام دوران مصرف انبوه، «روستو» به مرحله دوم- دوران انتقالي- بويژه نقش كشاورزي در عرضه مواد غذايي، يك بازار گسترش يافته و ... تأكيد بسياري دارد.

تئوري دوگانگي

در خلال دهه 50 چشم انداز ديگري در توسعه به نام مدل دوگانگي گشوده شد. مفهوم دو گانگي بر نبود فرصتهاي اشتغال در بخش كشاورزي در مقايسه با رشد اشتغال در بخش جديد (صنعتي- شهري) تأكيد دارد. در نتيجه بخش جديد بايد توسعه را بدنبال داشته باشد و بخش سنتي بايد نيروي انساني لازم را براي بخش جديد تأمين كند. بدين ترتيب اين نظريه پايه‌اي براي توجيه صنعتي شدن سريع و به قيمت از بين رفتن توسعه روستايي و كشاورزي شد كه مضمون اصلي راهبردهاي اختيار شده بسياري از كشورهاي در حال توسعه در دهه 60 بود.

نظريه نوسازي (مدرنيزاسيون)

بدنبال مدلهاي پيش گفته، جامعه شناساني كه تلاش داشتند مدلهاي متكي بر جنبه‌هاي فرهنگي- اجتماعي را در فرآيند توسعه گسترش دهند، نظريه معروف «نوسازي» را مطرح كردند. از اين ديدگاه نوسازي فرآيندي است فردي كه طي آن مردم روش زندگي خود را از حالت سنتي به وضعيتي پيچيده‌تر تغيير مي‌دهند. رشد ارتباطات و شبكه حمل و نقل يكي از جنبه‌هاي اصلي نوسازي است و بدين ترتيب ارتباط و نشر مكانيزمهاي اساسي گسترش توسعه هستند و بر اشاعه مكاني نوآوريها تكيه دارد.

بايد گفت كه در اين دوره مسائل عدالت اجتماعي و ارتقاء سطح معيشتي فقرا ناديده انگاشته

مدل توزيع (مجدد)

يكي از ويژگيهاي آشكار تاريخ معاصر- بخصوص در ميان كشورهاي در حال توسعه- اينست كه رشد اقتصادي پديد آمده است اما از توسعه خبري نيست به عبارت ديگر رشد اقتصادي از بعد آماري صورت گرفته است اما به قيمت فقر اكثريت مردم نواحي شهري و روستايي.

بدين ترتيب نوع ديگري از مدلها راهبرد توزيع نام دارد مطرح مي‌شود در اين مدل، توسعه امري بالاتر از رشد اقتصادي ديده مي‌شود و توسعه بايد اساساً با رفاه مردم ارتباط داشته باشد و تمام افراد جامعه در منافع ناشي از رشد اقتصادي سهيم گردند.

يكي از رهيافتهاي جديد در ارتباط با راهبرد توزيع «شيوه نيازهاي اساسي» (BMN) مي‌ب%D