اعتیاد
با تغيير تدريجي شيوه زندگي بدنبال پيشرفت تمدن ، همانگونه که بشر از رفاه بيشتري برخوردار مي شود عوارض و معضلات نيز رخ مي نمايد . زماني انسانها به شيوه اي سنتي و ابتدائي زندگي مي کردند و مسائل و مشکلات جمعي و رواني شان را نيز سنتي حل مي کردند اما با تغيير شيوه زندگي به شکل امروزي و جديد گاهي مسائلي ايجاد مي شود که حل آن از عهده بسياري از افراد خارج است .
بروز بيماريهاي رواني و سير تدريجي آن منجر به ايجاد رفتارها و عادت هايي در انسان مي شود که بعضاً کنترل و ترک آن بسيار مشکل و گاهي غيرممکن است .
اعتياد انسان به مصرف مواد و داروها از جمله اين عادت هاست . طبق آخرين آمارها در کشور 5000000 نفر از افراد حداقل يک بار مصرف مواد مخدر را تجربه کرده اند و 2000000 نفر معتاد به آن هستند . سير پيشرونده اعتياد به مواد و ترويج روشهاي مصرف غيربهداشتي آن همچون تزريق مواد مخدر با سرنگ مشترک منجر به بروز بيمايهاي لاعلاجي همچون ايدز مي شود که بيش از 70000000 نفر را در جهان گرفتار نموده است و در کشور ما نيز بيش از 14000 نفر به آن آلوده اند . مجموعه مسائل موجود ، دست اندرکاران و آگاهان را مي بايست وادار به برنامه ريزي و اقدامات مناسب جهت كنترل معضلات اجتماعي نمايد . يکي از استراتژي هاي مهم مبارزه با بروز معضلات اجتماعي ، آموزش و اطلاع رساني است . ما نيز به نوبه خود کوشيده ايم سهمي کوچک در آگاهي رساني به جوانان و هم وطنان داشته باشيم و با ترسيم روشهاي پيشگيري و درمان معضل اعتياد ، قدمي هر چند کوچک براي کمک به هم وطنان خود برداريم .
کليات مواد
انواع مواد
خانواده حشيش : حشيش ، چرس ، بنگ و ....
خانواده مخدرها : ترياک ، هروئين ، کراک هروئين ، مورفين ، کدئين و ...
خانواده محرکها : متاآمفتامين ( يا شيشه ) ، ريتالين و ...
خانواده کوکائين : کوکائين و کراک کوکائين
خانواده توهم زاها : LSD يا اسيد ليزرژيک ، اکستازي و ...
خانواده مواد استنشاقي : چسب ، بنزين ، تينر و ...
داروها :
داروهاي مخدر يا محرک مثل ترکيبات کدئين ، ديفنوکسيلات ، ترامادول ، ريتالين ، فن فلورامين ، پزودوافدرين و ...
داروهاي خواب آور مثل خانواده بنزوديازپين ها شامل ديازپام ، اکسازپام ، لورازپام ، فلورازپام و .... يا خانواده فنوباربيتال
الکل و مشروبات الکلي
مواد مخدر :
مواد مخدر طبيعي (natural opiates ) ( مانند ترياك ) از جوانه ترياک (papaver somniferum) (opium poppy) كه يك گياه زيبا و گل دهنده است و ساليانه جوانه مي زند ، گرفته مي شود . اين گياه تا ارتفاع يك متر رشد مي كند و گلهاي آن به رنگهاي سفيد ، صورتي ، قرمز و بنفش است.
قدمت استفاده از مواد مخدر به 6 هزار سال قبل برمي گردد . از مواد مخدر براي درمان بيماريهاي متفاوتي از جمله بيماري افسردگي استفاده مي شد . استفاده از اين ماده بسيار گسترده بود و اغلب افراد از آن براي درمان خود استفاده مي كردند . چرا كه عمدتاً به عنوان مرهمي براي تمامي مشكلات آدمي (از جمله كاهش درد ، درمان سرفه و اسهال ) پنداشته مي شد . لذا ، تجارت و داد و ستد اين ماده مخدر رشد چشمگيري داشت .
اصطلاح شناسي
مواد مخدر از مشتقات ترياك (opium ) هستند كه شامل مورفين ، كدئين و مواد نيمه سنتز شده از آنها مانند هروئين مي شود . اصطلاح اپيوئيد ( opioid ) اصطلاحي است گسترده تر كه تمامي آگونيستها ( agonists ) و آنتاگونيستهايي ( antagonists ) را كه فعاليت مشابه مورفين دارند (مانند پپتيدهاي اپيوئيدي طبيعي از جمله آندورفينها را ) شامل مي شود . گاهي اوقات به اپيوئيدها اصطلاح مخدر اطلاق مي گردد ، چرا كه اين مواد خواب آلودگي يا حالت شبه رويا كه به آن چرت زدن (nod ) نيز گفته مي شود ايجاد مي كنند .
موارد استفاده
در سال 1806 داروساز آلماني به نام فردريك سرترنر (Frederich serturner ) عنصر فعال موجود در ترياك را كشف كرد و آن را مورفيوم (morphium) ناميد كه برگرفته از لغت مورفيوس (morphius ) در زبان يوناني به معناي خداي روياهاست .
در 1832 ماده كدئين كشف شد كه اين ماده نيز مانند مورفين ، ديگر ماده روان گردان موجود در ترياك به شمار مي رود . شناسايي اين مواد مصادف گشت با ابداع سرنگهاي زيرپوستي (hypodermic syringes ) در اوايل دهه 1850 كه اين امر از يك سو به شكل چشمگيري به درمان دردهاي شديد و از سوي ديگر به افزايش شيوع اعتياد به مواد مخدر منجر شد . از آنجا كه استفاده از مواد مخدر تحت هيچ گونه سيستم نظارت كننده اي قرار نداشت و دسترسي به آنها نيز بدون نسخه پزشك ممكن بود ، لذا شيوع آن افزايش چشمگيري پيدا کرد . علاوه بر اين ، استفاده از اين مواد در ميان بسياري از سربازان كه در جنگهاي قرن نوزدهم مانند جنگ داخلي آمريكا (1861-1865) شركت داشتند ، رواج يافت و زماني كه اين سربازان از جنگ برمي گشتند اعتياد آنان به اين مواد ادامه مي يافت . از اين رو اعتياد به ترياك در آن زمان ، به عنوان بيماري سربازان (soldiers disease ) شناخته شد .
طي قرن نوزدهم ، تعداد پزشكان و درمانهاي پزشكي بسيار محدود بود و براي رفع اين كمبود ، صنعت جديدي به وجود آمد كه استفاده از داروهاي مقوي حاوي مواد مخدر و شربتهاي مختلف حاوي اين ماده را تشديد كرد . اين داروها و شربتها بسيار ارزان قيمت بود و موجب كاهش درد و نا آرامي و رفع اسهال و سرفه مي شد ، ولي در عين حال مواد اعتياد آور بود . در ايالات متحده ، نگراني از افزايش تعداد افراد مبتلا به اعتياد به مواد مخدر باعث وضع قانون غذا و دارو (food and drugs act ) در سال 1906 و نهايتاً قانون مواد مخدر هاريسون گشت كه براساس آن تجويز اين مواد تحت كنترل و نظارت پزشکان قرار گرفت . (رابينز ، 1973 )
مواد مخدر نيمه سنتز شده ( نيمه مصنوعي )
استفاده گسترده از مواد مخدر و توانايي چشمگير آنها در كاهش درد ، و نيز وجود بازار بالقوه سود آور ، باعث شد تا تحقيقات بسياري در خصوص ساختار شيميايي اين مواد انجام پذيرد . در اواخر قرن هجدهم ، محققان دريافتند كه با اضافه كردن دو گروه استيل به مولكول مورفين ، مي توان به ماده جديدي به نام هروئين دست يافت . اضافه شدن دو گروه استيل به مورفين باعث افزايش حلاليت آن در در چربي مي شود و نهايتاً آن را قادر به عبور سريع از سد خوني مي سازد.
هروئين با ورود به مغز مجدداً به مورفين تبديل مي شود . آثار مورفين و هروئين كاملاً مشابه يكديگر است ، با اين تفاوت كه هروئين 3 برابر قوي تر از مورفين است و سريع تر از مورفين اثر خود را اعمال مي كند .
مواد مخدر سنتز شده (مصنوعي )
يكي از شناخته شده ترين مواد مخدر سنتز شده ماده متادون است كه نيمه عمر طولاني ( چيزي حدود 18 تا 22 ساعت ) دارد . اين ماده طي جنگ جهاني دوم توسط آلمانها به منظور مقابله و جبران كاهش مورفين و ديگر مواد بي حس كننده توليد شد. اين ماده ابتدا دولوفين (dolophine ) (گرفته شده از نام آدولف هيتلر ) به منظور درمان معتادان به هروئين به بازار آمد . متادون دارويي است اعتيادآور و روان گردان ، ولي زماني كه در شرايط كنترل شده كلينيكي مصرف شود باعث كاهش نياز به مواد مخدر در محيطهاي غير قابل كنترل (مانند خيابانها) مي شود . علاوه بر اين ، استفاده از آن درمقدار بالا نه تنها باعث انسداد و يا از بين رفتن آثار سرخوشي هروئين مي شود بلكه خطرهاي مرتبط با استفاده جمعي از سرنگهاي آلوده به ويروس ايدز ويا هپاتيت را كاهش مي دهد .
ماده مخدر سنتز شدهي ديگر مپريدين (meperidine ) يا دمرول (Demerol ) نام دارد كه در مقايسه با متادون از نيمه عمر كوتاه تري برخوردار است .( جافي و مارتين (jaff & martin ) ، 1975 )
پپتيدهاي اپيوئيدي مغز
همانطور که ذکر شد ، اپيوئيدها موادي اعتيادآور و روانگردان هستند و سلامت افراد را به خطر مي اندازند ، لذا در اينجا اين سوال مطرح مي شود که به چه علت بدن افراد به اپيوئيدها پاسخ ميدهد ؟ در اوايل دهه 1970 محققان دريافتند که گيرنده هاي مواد مخدر درونزاد (endogenous) نه تنها در سيستم اعصاب مرکزي بلکه در سيستمهاي ديگري مانند معدي - روده اي نيز وجود دارند .
دليل وجود گيرنده هاي خاصي مانند اين نوع گيرنده ها در بدن اينست كه بدن خود به توليد موادي كه شبيه مواد مخدر خارجي (exogenous opioids) هستند ، مي پردازد . اولين اپيوئيدهاي پپتيدي درونزادي كه كشف شدند داراي زنجيره آمينواسيد كوتاهي بودند كه به نامهاي لوسين – انكفالين (leucine-enkephaline ) و متايونين – انكفالين (methionine-enkephalin ) شناخته شدند .به دنبال شناسايي اين دو اپيوئيد پپتيدي ، اپيوئيد پپتيد ديگري به نام بتا اندورفين(beta endorphin ) نيز كشف شد كه قسمتي از ساختار آمينو اسيدي آن شبيه ساختار آمينو اسيدي متايونين – انكفالين بود .
با پيشرفت فناوري و افزايش تحقيقات ، محققان دريافتند كه آندورفينهاي مختلف و متنوعي در مغز و ديگر قسمتهاي بدن توليد و ساخته مي شوند كه هدف آنها مقابله طبيعي بدن با درد است ؛ براي مثال تحقيقات نشان داده اند كه در حين تولد نوزاد ، وقايع آسيب زا و نيز در حين دويدن ، ميزان آندورفين موجود در پلاسما افزايش مي يابد . در حقيقت ، درخصوص مورد آخر( دويدن ) ، افرادي كه به شكل مرتب به ورزش دويدن مي پردازند ، از پديده اي به نام سرخوشي دونده (runners high ) برخوردارند كه طي آن فرد دونده ميزان لذت زيادي را در حين دويدن و بعد از آن احساس مي كند.(بلوم (bloom )،1983 )
آنتاگونيستهاي اپيوئيدي
آنتاگونيستهاي اپيوئيدي داروهايي هستند كه از تأثيرگذاري مواد مخدر بر گيرنده هاي مربوطه پيشگيري مي كنند و آثار آنها را خنثي ميكنند . در صورتي كه اين دسته از داروها به شكل داروي پيشگيري كننده (prophylactic ) استفاده شوند ، مواد مخدر مسموميتي ايجاد نخواهند كرد . آنتاگونيستهاي اپيوئيدي آن قدر در خنثي كردن آثار مواد مخدر موثرند كه از آنها در درمان مسمويت ناشي از استفاده بيش از حد (overdose) دارو استفاده ميكنند؛ براي مثال ، داروي نالوكسون ( ناركن ، narcan )، كه يك آنتاگونيست اپيوئيدي است بدين منظور استفاده ميشود . اين دارو، فقط بعد از چند ثانيه بعد از تزريق وريدي ، باعث ميشود تا بيماراني را كه دچار حالت اغماي ناشي از استفاده بيش از حد اپيوئيدها شده اند ، به سرعت به حالت هوشياري برگرداند . آنتاگونيست اپيوئيدي ديگري به نام نالتركسون (ريويا،revia ) وجود دارد كه در درمان معتادان به الكل و هروئين موثر است . تأثيرات رفتاري – زيستي مخدرها در جدول 1-7 ذكر شده اند . (جافي و مارتين ، 1975 )
تاثيرات زيستي – رفتاري اپيوئيدها
انقباض مردمك چشم
كاهش ميزان نبض
كاهش دماي بدن
كاهش تنفس
بازتابهاي آهسته
تكلم آهسته و آرام
استفراغ
حافظه و توجه مختل
گيجي يا اغما
روشهاي استفاده
1.دهاني : قديميترين روش استفاده از مخدرها، روش دهاني است . كيكهاي ترياكي ، آب نباتها و شربتهاي مختلف حاوي اين مواد، جزو روشهاي سنتي استفاده از مخدرها به شمار مي روند . از آنجا كه مخدرهاي طبيعي از حلاليت نسبتاً كمي در چربي برخوردارند ، استفاده دهاني از آنها گرچه موثر است ، ارزش حياتي (bioavailability ) چنداني ندارد .
2. ريوي : استفاده بيش از حد و گسترده ترياك در چين تا قبل از هزاره اول كاملاً عادي و از لحاظ اجتماعي قابل قبول پنداشته مي شد ، در حالي كه سيگار كشيدن (تنباكو ) به عنوان عملي اهانت آميز و غيرقابل قبول به شمار مي رفت .در 1644 ، امپراتور چين كشيدن سيگار را ممنوع اعلام كرد ، ولي در خصوص ترياك اين ممنوعيت اعمال نگشت . به همين دليل ، كشيدن ترياك به سرعت تبديل به روش معمول استفاده از اين ماده مخدر شد .
3. استنشاقي : پودر ترياك و هروئين را مي توان از طريق بيني استفاده كرد . از اين طريق اين مواد به سرعت از پوشش بيني عبور كرده و وارد جريان خون مي شوند . اگرچه ترياك معمولاً از اين طريق استفاده نمي شود ، افرادي كه براي اولين بار از اين ماده استفاده مي كنند ، آن را به اين روش مورد استفاده قرار ميدهند . از آنجا كه هروئين ماده اي است با حلاليت بالا در چربي ، از اين طريق به سرعت وارد جريان گردش خون مي شود .
4. تزريقي : مورفين كه به شكل مايع موجود است يا ديگر مواد مخدر حلال (مانند هروئين) را مي توان از سه روش تزريق زيرپوستي ، درون عضلاني و درون وريدي استفاده كرد .
توزيع ، پخش و دفع : كليه مخدرها در تمامي قسمتهاي بدن توزيع و پخش مي شوند ، بالاخص در قسمت دستگاه اعصاب مركزي كه تاثيرات روانگرداني خود را در آنجا اعمال مي كنند . از آنجا كه قابليت حلاليت در چربي ، مواد مخدر طبيعي كم است ، عمدتاً كندتر از مخدرهاي نيمه سنتز شده ، مانند هروئين ، وارد مغز مي شوند ( بنت ، ميچل و شاينر ، 1990 ) مانند داروهاي ديگر ، اگر مواد شبه مخدر دود شوند (يا كشيده شوند ) به سرعت وارد خون مي شوند . مواد مخدر در كبد متابوليزه مي شوند و از نيمه عمر تقريباً كوتاهي برخوردارند (تقريباً سه ساعت ) . تنها مورد استثنا در اين خصوص ، داروي متادون است كه نيمه عمر آن چيزي حدود 22 تا 25 ساعت است .
مصارف پزشكي
استفاده عمده ازمواد شبه مخدر، مانند مورفين ، در درمان درد است . مواد شبه مخدر در كاهش درد بسيار موثرند . زماني كه افراد تحت تأثيراين مواد هستند ، از وجود درد آگاهي دارند ، ولي قادر به پاسخگويي به آن نيستند . مواد شبه مخدر كه به شكل كدئين هستند در درمان سرفه بسيار موثرند ، گرچه مشتقهاي سنتزشده آن مانند دكسترومتورفان (dextromethorphan ) بدون آنكه داراي خواص اعتياد آور و مسكني باشند ، در درمان سرفه نيز استفاده مي شوند .
آثار مضر
در مقايسه با داروهاي روانگردان غيرمخدر ، مخدرها مضرات كمتري دارند . با اين حال ، مخدرها مضرات بالقوه اي براي افراد دارند براي مثال اين داروها از قابليت اعتياد آوري ونيز مسمويت بسيار بالايي برخوردارند . همچنين باعث كاهش فعاليت آن دسته از قسمتهاي ساقه مغز مي شوند كه ميزان دي اكسيد كربن (co2) موجود در خون را كنترل مي كنند . يكي از تبعات مسموميت با مخدرها كاهش ميزان تنفس و نهايتاً مرگ است . اكثر مخدرها باعث تحريك نورونهاي موجود در قسمت بصل النخاع مغز و موجب رفلكس استفراغ مي شوند . در نتيجه ، افرادي كه از موادي مانند هروئين استفاده مي كنند حالت تهوع و استفراغ را تا زماني كه وضعيت تحمل نسبت به اين ماده و در آنها ايجاد نشده ، تجربه مي كنند .
تأثيرمخدرها بر روي جنين
زنان بارداري كه از مخدرها سوء استفاده مي كنند نه تنها خود بلكه جنين خود را در معرض خطر قرار ميدهند . آن دسته از زنان معتاد به هروئين ، در صورت قطع مصرف اين ماده ( زماني كه كودك آنها متولد مي شود ) علايم ترك دارو را تجربه مي كنند كه اين تجربه مي تواند بسيار ناراحت كننده و مضر براي جنين آنها باشد . كودكان زنان معتاد به هروئين اغلب از ناراحتيهايي مانند بي قراري و تحريك پذيري رنج مي برند . همچنين اين كودكان به علايم تركي كه بزرگسالان از آن رنج مي برند ( مانند آبريزش بيني ) نيز دچار مي شوند و گريه آنها بسيار شديد است .
نوزادان زنان معتاد به هروئين اكثراً جثه كوچك تري دارند و محيط سر آنها بسيار كوچك تر از نوزادان مادران غيرمعتاد است . در ارتباط با رشد شناختي كودكان مادران معتاد به هروئين گزارشهاي چندان روشن و واضحي در دسترس نيست . با اين حال گزارشهاي موجود حاكي از آن است كه اين كودكان زماني كه وارد دوره ابتدايي مي شوند ، توانايي يادگيري شان نسبت به كودكان ديگر كمتر است و اكثراً دچار عقب ماندگي ذهني (delayed mental ability ) و تأخير رشد(delayed motor development ) مي شوند . مادران معتاد به هروئين ، اغلب مواد ديگري (مانند نيكوتين ) نيز استفاده مي كنند و از مراقبتهاي پيش از تولد ( مانند مراقبتهاي بهداشتي ، اجتماعي و رواني ) كمتري بهره مند مي شوند . درنتيجه ، اين عوامل مي توانند منجر به تأثيرات عميقي بر روي آنها و بروز بيماريها و استرس روحي – رواني درآنها گردد ، همچنين مي تواند زمينه ساز بروز بيماريهاي متعددي ( اعم از فيزيكي و رواني ) براي كودكان آنها نيز باشد.
سوء استفاده و وابستگي به مخدرها
پديده تحمل نسبت به مواد مخدر فقط طي چند روز پس از استفاده از آن ايجاد مي شود و با تداوم در طول فرايند اعتياد افزايش مي يابد. تحمل نسبت به مواد شبه مخدر بسيار جالب و متفاوت است . در پاره اي از مواد، شايد ميزان بسيار كمي از اختلالات در فرد مسموم شده مشاهده مي گردد براي مثال تحمل نسبت به آثار ضددردي و سرخوشي و همچنين تاثيرات جانبي استفاده از اين مواد ( مانند استفراغ ) ايجاد مي شود، ولي تحمل نسبت به تاثيرات ضد درد اين گونه مواد مخدر بر روي انقباض مردمك چشم ايجاد نمي گردد و در خصوص تأثيريبوستي ايجاد تحمل بسيار كم است . در ميان معتادان مزمن، حتي مقادير بالاي دارو سرخوشي كمي ايجاد مي كندو استفاده از دارو فقط به منظور دوري جستن از بروز علايم ترك صورت مي گيرد.
مواد شبه مخدر به طور كلي و بدون در نظر گرفتن نوع آنها ( طبيعي ، نيمه سنتز شده ويا سنتز شده ) وابستگي فيزيكي ايجاد مي كنند . استفاده مرتب و منظم از اين داروها نهايتاً ، بعد از قطع مصرف ، باعث بروز علايم ترك مي شود . ترك داروهاي مخدر ضددرد به ندرت زندگي فرد را به مخاطره مي اندازد . اين گونه علايم شبيه علايم بيماري آنفولانزاست، يعني فرد دچار درد مي شود واحساس خستگي، تحريك پذيري ، حساسيت بيش از حد وآبريزش بيني را تجربه مي كند . بعضي از اين علايم فقط به مدت چند ساعت بعد از آخرين دفعه استفاده از دارو بروز مي كنند.
بيشترين و شديدترين علايم ترك كه شامل حركات اسپاستيك (spastic movement) مي شود ، 48 تا 72 ساعت بعد از آخرين دفعه استفاده از دارو رخ مي دهد . با توجه به اينكه ترك مواد مخدر هيچ گونه تأثيرمثبتي بر پيامد پرهيز (abstinence) ندارد و در حقيقت احتمال پرهيز و قطع استفاده از مواد مخدر را افزايش نمي دهد ، با اين حال ، علاقه و تمايل بسياري ، از بعد كلينيكي نسبت به سم زدايي (detoxification) معتادان به مخدرها وجود دارد. چند گونه روش سم زدايي وجود دارد كه در ذيل بدان مي پردازيم :
روش يابوئي و يا "cold turkey" در اين روش بيمار به ناگهان از مصرف مواد مخدر منع و دچار علايم ترك مي شود . ترك ماده مخدر به اين روش براي بيمار بسيار ناخوشايند و ناراحت كننده است ، ولي مرگ آور نيست .
ترك ماده مخدر با استفاده از دارو . در اين روش بيمار ( يا فرد معتاد ) استفاده از مواد مخدر را با استفاده از دارو ترك ميكند ، براي مثال كلونيدين (clonidine) (كاتاپرس ، catapres) باعث كاهش علايم ناراحت كنند ترك ، مانند تحريك پذيري بيش از حد مي شود . داروي ديگري كه در اين روش استفاده مي شود لوفكسيدين (lofexidine) است كه هنوز داروي آزمايشي است و يا استفاده از داروهاي مخدر متادون و بوپرنورفين كه علائم بيمار را تخفيف مي دهد .
درمانهاي جايگزين (alternative treatments). يكي از روشهايي كه در كاهش علايم ترك دارو در بعضي از بيماران موثر بوده است ، روش طب سوزني (acupuncture) است .
بعد از انجام سم زدايي ، درمان درازمدت وابستگي مواد افيوني به دو شكل ادامه مي يابد: پرهيز كامل يا پرهيز ياري شده (assisted abstinence) . براي دستيابي به پرهيز كامل ، فرد معتاد تشويق مي شود در مراكز درماني به منظور يادگيري و ايجاد مهارتهاي زندگي عاري از هر گونه ماده مخدر ، شركت كند. در اين مراكز افراد مي آموزند كه چگونه از مواد مخدر دوري جويند و نيز چگونه بدون استفاده از ماده مخدر زندگي كنند .
در روش پرهيز ياري شده ، به فرد معتاد داروهايي مانند نالتركسون داده مي شودكه يك آنتاگونيست مخدر است و تاثيرات لذت بخش مواد مخدر را خنثي مي كند . علاوه بر نالتركسون ، داروي بوپرنورفين (buprernorphine) (بيوپرنكس ، bupernex) نيز به منظور ياري دادن به فرد براي ترك داده مي شود . اين دارو ، مخدري است كه با خواص آگونيستي و آنتاگونيستي كه دارد تأثيرخود را از طريق كاهش ويار براي مخدرهاي ديگر مانند هروئين ، اعمال مي كند . اين گونه برنامه هاي درماني در درمان افراد معتاد به مخدّر ها بسيار موثر بوده و آنها را از استفاده مجدد از داروهاي مخدر، دور نگاه مي دارد .
از ديگر داروهايي كه به طور گسترده در درمان اعتياد به مخدرها استفاده مي شود، متادون است . اين دارو در برنامه هاي درماني متعددي در ترك فرد استفاده مي شود، ولي بهترين برنامه درماني متادون برنامه اي است كه فرد معتاد مجبور باشد داروي خود را ( متادون ) در كلينيك دريافت كند، آزمايشهاي ادرار به منظور نظارت بر استفاده از مواد ديگر انجام پذيرد ، فرد معتاد بايد بتواند شغل خود را حفظ نمايد و در برنامه هاي درماني و جلسات دوازده مرحله اي (narcotics anonymous) (NA) (معتادان گمنام ) شركت جويد . در اين گونه برنامه هاي درماني ، علاوه بر متادون از داروي ديگري نيز استفاده مي شود كه نيازي مراجعه روزانه فرد معتاد به كلينيك ندارد . اين دارو LAAM نام دارد و از مشتقات متادون است و زمان عملكرد آن طولاني تر از متادون است . هدف در اينجا ترك عادت فرد معتاد به مصرف ماده مخدر ( معمولاً هروئين ) است ، ولي بسياري از مواقع افراد معتاد براي هميشه روي متادون نگهداشته مي شوند ، چراکه توانايي و تعهد به پرهيز و دوري جويي از ماده مخدر را ندارند ،لذا اثربخشي اين گونه برنامه هاي درماني بر اساس ميزان توانايي اين گونه برنامه ها در پرهيز دادن يا ترك دادن افراد معتاد ارزيابي نمي شود ، بلكه بر اساس كيفيت زندگي كه فرد معتاد بدان دست يافته است ، ارزيابي مي گردد . ( جافي ، 1985)
مواد مخدر بسيار اعتياد آورند ،بدين معنا كه يك نياز قوي در فرد وابسته به مواد مخدر ايجاد مي كنند . اين وابستگي را به سختي مي توان از بين برد و به همين دليل مي تواند به استفاده مادام العمر از ماده مخدر منجر شود .
از آنجا كه اكثر افراد معتاد به مواد مخدر به اين امر واقفند كه اين مواد ، برخلاف ديگر داروهاي روانگردان ،اثر تخريبي بر روي اندامهاي بدن ندارند ، به استفاده از اين مواد ادامه مي دهند و در حقيقت عمده مشكل استفاده از متادون و بحث برانگيز بودن درمان توسط متادون همين امر است
درمان دارويي اعتياد
در درمان اعتياد به مواد مخدر مي توان از روشهاي سم زدايي و يا درمان نگهدانده استفاده نمود . درمان به روش سم زدايي چندان ماندگاري نداشته و احتمال عود مجدد بسيار بالاست مگر اينکه توسط درمانهاي نگهدارنده و يا درمانهاي غيردارويي (روان درماني) حمايت شود .
سم زدايي يعني استفاده از دارو و روشهاي پزشکي براي خروج بدون عارضه و ناراحتي مواد مخدر از بدن فرد و رفع وابستگي جسمي به مواد مخدر .
انواع روشهاي معمول سم زدايي که امروزه کاربرد دارند :
1 - درمان علامتي و کلونيدين : در اين روش از کلونيدين بعنوان داروي غيرمخدر در درمان استفاده مي شود .اين دارو با تأثير بر گيرنده هاي خاصي در مغز و ساير قسمتهاي بدن سبب کاهش علائم ناخوشايند ترک مي شود . به همراه کلونيدين داروهايي بصورت کمکي براي کاهش درد ، بهبود خواب ، کاهش علائم آبريزش بيني ، دل پيچه و ... تجويز مي شود . در اين روش بهتر است فرد براي مدت کوتاه به استراحت بپردازد تا علائم قابل تحمل باشد . اين درمان براي مصرف کنندگان کم تا متوسط ترياک توصيه مي شود .
2 - درمان با استفاده از داروهاي مخدر : در اين درمان از داروهايي همچون متادون يا بوپرنورفين مي توان با روش خاصي استفاده کرد . در اين روش پزشک با شيوه خاصي ميزان مناسب دارو را تجويز مي کند و سپس بتدريج ظرف حدود سه هفته از ميزان دارو کاسته مي شود و در نهايت قطع مي گردد . در اين روش فرد مي تواند به فعاليتهاي روزمره خود بپردازد و علائم جسمي و رواني اندکي را تجربه خواهد کرد .
3 - سم زدايي سريع : اين روش که سم زدايي سه روزه ناميده مي شود با استفاده از داروهاي مخدر و غيرمخدر با بستري کوتاه مدت بيمار صورت مي گيرد . در اين روش بيمار مختصري درد و ناراحتي را در روزهاي اول تجربه خواهد کرد . و ليکن در صورتي که تحت نظر پزشک مجرب انجام شود خطري بيمار را تهديد نمي کند . اين روش براي مصارف کم تا متوسط مواد و براي کساني که بيماريهاي قلبي و تنفسي ندارند مناسب است .
4 - سم زدايي فوق سريع يا Urod : که در اصطلاع عوام تعويض خون نيز ناميده مي شود و در حقيقت سم زدايي بيمار با داروهاي ضد مخدر تحت بيهوشي مي باشد . بيمار در يک مرکز مجهز بمدت چند ساعت بيهوش مي شود و در مدت بيهوشي با تزريق داروي نالوکسان به مقدار مورد نياز مواد موجود در بدن خنثي مي شود . پس از بهوش آمدن بيمار با تجويز دارو مرخص مي شود . اين روش ، براي مصارف بالا خصوصاً کراک و هروئين توصيه مي شود و ليکن قابل ذکر است ريسک بيهوشي براي اين افراد وجود دارد . منتهي پس از سم زدائي اين بيماران بايد تحت درمان نگهدارنده قرار گيرند.
از نظر اقتصادي هزينه مصرف سرپايي کمتر از روش سريع يا فوق سريع مي باشد چرا که در دو روش اخير امکانات و تجهيزات بيشتري مورد نياز است .
سم زدايي در حقيقت سهم کوچکي از درمان اعتياد را به خود اختصاص مي دهد .
بيمار به هر روشي که سم زدايي شود مي بايست تحت درمانهاي نگهدارنده با نالترکسون يا متادون يا درمانهاي غير دارويي و مشاوره اي قرار گيرد . در غير اين صورت احتمال لغزش و يا عود بيماري بسيار زياد خواهد بود .
تمام اين درمانها با هدف تقويت انگيزه و حفظ تمايل بيمار به دوري از عادت مصرف مواد و بازگشت به زندگي عادي صورت مي گيرد . اکثر بيماران معتقدند نياز به روانشناس و مشاوره ندارند و تمام آنچه در اين جلسات گفته مي شود را به خوبي مي دانند و فقط اگر سم زدايي شوند براي هميشه مي توانند خود را حفظ کنند .
شايد اين حرف در موارد نادري به عمل در آيد و ليکن عادت اعتياد ريشه دارتر از آن است که يک فرد به تنهايي با تمام مشغله هاي ذهني و فکري با عدم آگاهي به روشهاي پيشگيري از عود بتواند در برابر عود مجدد اعتياد مقاومت کند . لذا قوياً توصيه مي کنيم اگر مي خواهيد زحمات خود و خانواده خود را هدر ندهيد حتماً بنا به دستور پزشک معالجتان در جلسات روان درماني شرکت کنيد ويا تحت درمان نگهدارنده داروئي قرار گيريد .
درمان نگهدارنده با نالترکسون :
پس از اينکه بيمار سم زدايي شد و 10-7 روز از قطع متادون ويا داروهاي مخدر گذشت فرد مورد آزمايش قرار خواهد گرفت و در صورتي که اثري از مواد مخدر در بدن موجود نبود با احتياط و تحت نظر پزشک داروي نالترکسون براي بيمار شروع خواهد شد .
در نهايت با مصرف روزانه اين دارو فرد تمايل به مصرف مواد مخدر را از دست مي دهد و احياناً اگر در مصرف مواد سماجت کند بعلت تداخل اين دو ، دچار حالات بدي از نظر جسمي و رواني خواهد شد لذا تا زماني که از داروي نالترکسون استفاده مي کند به سمت مصرف مواد مخدر نخواهد رفت . اين زمان ، زمان مناسبي براي درمانهاي مشاوره اي و غير دارويي و شرکت در جلسات NA خواهد بود . در طول مصرف نالترکسون تحت نظر پزشک مي بايست کارکرد کبد مورد آزمايش قرار گيرد .
درمان نگهدارنده با متادون يا بوپرنورفين ( داروي مخدر )
در روش فوق بيمار از ابتدا با داروي مخدر مورد درمان قرار مي گيرد . دارو به اندازه مورد نياز براي فرد تنظيم مي شود و مدت طولاني بنا به صلاحديد پزشک تجويز و در اختيار بيمار قرار مي گيرد . تا زماني که فرد از اين روش استفاده مي کند ميل و کشش بيمار به مصرف مواد مخدر کاهش يافته و حتي به صفر مي رسد .
روشهاي فوق بر اساس وضعيت جسمي و رواني بيمار ، نوع ماده مصرفي ، مدت مصرف مواد مخدر و ... توسط پزشک معالج تجويز و اجرا مي گردد .
درمانهاي مکمل : از روشهاي ديگري که در درمان اعتياد کاربرد دارد و مي تواند سبب موفقيت بعضي از افراد شود مي توان به درمانهاي مکمل زير اشاره نمود :
طب سوزني
هوميوپاتي
طب سنتي و گياه درماني
هيپنوتيزم
و ...
نکاتي در مورد درمانهاي غلط و خطرناک :
- اعتياد بعنوان بيماري پيچيده و سخت نياز به يک درمان تخصصي و دقيق دارد . لذا بجز پزشکان ، روانشناسان و افراد دوره ديده هيچکس صلاحيت درمان اعتياد را ندارد .
- استفاده از داروهاي خطرناک و بعضاً اعتيادآور همچون اکستازي ، مواد محرک همچون شيشه ، استفاده از مخدرهاي قويتر مانند هروئين نه تنها کمکي به درمان اعتياد نمي کند بلکه مشکل را دوچندان خواهد کرد .
- استفاده از مشروبات الکلي يا حشيش در درمان اعتياد جايگاهي ندارد و مي تواند خطراتي را براي بيمار در بر داشته باشد .
- استفاده از داروهاي مخدر تزريقي همچون تمجيزک ، نورجيزک ، ترامادول تزريقي در درمان اعتياد به هيچ عنوان توصيه نمي شود و شديداً اعتيادآور است .
- استفاده و مصرف داروهايي همچون کدئين ، ترامادول ، ديفنوکسيلات و ... بعلت اعتيادآوري ممنوع است و عوارض کبدي و کليوي فراواني به همراه دارد .
خطرات مصرف خودسرانه داروهاي ترک اعتياد :
بوپرنورفين و متادون : اين داروها مخدر بوده و در صورت عدم مصرف اصولي و تحت نظر پزشک اعتيادآور است . بعلت دفع کند اين دارو و تجمع دارو در بدن خطر مسموميت با اين داروها وجود دارد .
کلونيدين : اين دارو با اينکه مخدر نيست و ليکن سوء مصرف آن اعتيادآور است .
کساني که مشکلات مربوط به فشار خون ويا بيماريهاي قلبي دارند و همچنين خانم هاي باردار مي بايست فقط با تجويز پزشک از اين دارو استفاده کنند .
اين دارو سبب خشکي دهان ، خواب آلودگي و افت فشار خون مي شود .
نالترکسون : يا داروي ضد مخدر که براي ايجاد انزجار و تنفر از مصرف مواد بين عوام مصرف گرديده دارويي بسيار مفيد در عين حال بسيار خطرناک است . در صورت مصرف غيراصولي اين دارو مخصوصاً در فرد مصرف کننده خطر مرگ وجود دارد .
توصيه هاي درماني :
در خاتمه اين بحث نظر خوانندگان محترم را به نکات ذيل جهت افزايش موفقيت در درمان جلب مي کنيم :
- قبل از شروع درمان انگيزه کافي و قوي براي درمان داشته باشيد در غير اين صورت بعلت عدم موفقيت در درمان دچار سرخوردگي و کاهش اعتمادبه نفس خواهيد شد .
- جهت درمان حتماً به پزشکان دوره ديده و يا مراکز داراي مجوز دولتي يا خصوصي زير نظر وزارت بهداشت و يا سازمان بهزيستي مراجعه نماييد .
- دقيقاً به توصيه هاي پزشک گوش فرا داده و از تغيير دستور دارويي جداً بپرهيزيد و از مصرف همزمان داروهاي ترک اعتياد و ساير داروها بدون اطلاع و تجويز پزشک خودداري کنيد .
- در صورت بارداري ، وجود بيماري قلبي ، تنفسي ، بيماريهاي اعصاب و روان ، بيماريهاي کبد همچون هپاتيت ها و بيماريهاي کليوي حتماً پزشک معالجتان را مطلع کنيد .
- در طول درمان از نظرات و مشورت روانشناسان ، مطالعه کتب روانشناسي عمومي و تفکر در خصوص اعتياد استفاده کنيد .
آنچه خانواده معتاد بايد بداند
1 - اعتياد يک عادت است نه بيماري . بيماري درمان دارد ولي اعتياد به عنوان يک عادت درمان ندارد و بايد کنترل شود .
2 - شروع به ترک اعتياد به معني کنار گذاشتن مطلق اعتياد نيست ، ممکن است معتاد در طول ترک دچار لغزش و حتي عود گردد اما آنچه انسان را به موفقيت اميدوار مي کند اين است که فرد پشيمان شود و به درمان برگردد . نبايد با لغزش و يا حتي عود اعتياد ، نااميد شد و احساس بي لياقتي و ناتواني کرد . در چنين زماني خانواده به هيچ عنوان نبايد برخورد نامناسب و پرخاشگرانه داشته باشند و نبايد او را تحقير کنند و بلکه برعکس مي بايست اعتمادبه نفس اورا تقويت کنند و او را به درمان بازگردانند .
3 - براي ترک اعتياد هر زحمت و تلاشي نتيجه دارد حتي اگر نتيجه اش در زمان طولاني حاصل شود . هر هزينه اي که براي ترک اعتياد صورت مي گيرد نوعي سرمايه گذاري و پس انداز است و در هر شرايطي کمتر از هزينه مصرف مواد مخدر خواهد بود .
4 - زندگي با معتاد صبر و حوصله فراوان مي خواهد . اعتياد و يا بهتر بگوييم عادات جزء زندگي ما انسانهاست و مبارزه با عادات ناپسند و مضر جزئي از زندگي ماست . از تجربه اعتياد و تجربه ترک آن بايد حداکثر استفاده را خصوصاً در تربيت فرزندان نمود .
5 - هر عادت زشت نشان دهنده يک نقطه ضعف در شخصيت ، تربيت ، شيوه تفکر يا شيوه زندگي فرد است با بروز هر عادت نقاط ضعف بيمار را شناسايي کنيم و به اصلاح آن بپردازيم .
6 - بروز بعضي از عادات به شيوه زندگي ، توقعات ما و رفتارهاي غلط ما بستگي دارد قبل از جستجوي عامل اعتياد در بيرون به خودمان نگاه کنيم شايدعلت را پيدا کنيم .
7 - خانواده هاي متشنج و ناآرام ، والدين ايرادگير ، والدين متعصب و بدون انعطاف ، والدين بي خيال و ... معتاد پرورند .
8 - کساني در کنترل اين عادت موفقند که با هدفي متعالي ، با اشتياق براي رسيدن به هدف خود با سختي و تلاش قدم بردارند ، از شکستها نهراسند ، در همه حال سعي کنند اميدوار باشند . تمام عوامل شکست خود را شناسايي و کنار بگذارند و عوامل موفقيت خود را تقويت کنند . حمايت خانواده را با صداقت و تلاش خود جلب کنند و خانواده نيز براي موفقيت آنها از هيچ تلاشي فروگذار نکند . بايد منظم و اميدوارانه زندگي کرد و عادات خوب را در زندگي تقويت نمود تا عادات زشت ايجاد نشود .
درمانهاي غيردارويي در اعتياد
اعتياد يک بيماري جسمي – رواني – اجتماعي و معنوي است. (Biophsycosocio spirilual)
اين به اين معني است که علاوه بر مداخله داروئي براي تغيير ساختار شيميايي بدن مداخله روانشناختي ، مداخله جامعه شناختي و همچنين مداخله روحاني نيز در امر درمان مي تواند موثر واقع شود .
روشهاي درمان غيردارويي ياروانشناختي به صورت خلاصه عبارتند از :
مشاوره انگيزشي براي تغيير
آموزش مهارتهاي سازگاري
آموزش روشهاي پيشگيري از عود
درمان شبکه اي و قرارداد مشروط
تغذيه و ورزش
آموزش خانواده به منظور کنترل مشکلات خانوادگي
* ايجاد انگيزش يا مشاوره انگيزشي : انگيزه نيروي محرک فرد در حرکت به سوي هدف مي باشد . هر کاري بدون انگيزه به سرانجام نخواهد رسيد . قدم اول در درمان اعتياد ايجاد انگيزه کافي در فرد مي باشد گاهي اين انگيزه تحت تاثير ديدن صحنه هاي عبرت انگيز ، دلسوزي براي خانواده و فرزند ، هزينه زياد زندگي ، تحقير وتوهين ناشي از اعتياد ، نداشتن وقت کافي براي مصرف مواد ، تغيير ظاهري در چهره بيمار و ترس از دست دادن اعتبار و شخصيت در فرد معتاد ايجاد مي شود . ولي گاهي هيچ چيز براي بيمار مهم نيست ايجاد انگيزه نياز به مداخله خانواده ، پزشک و روان درمانگر دارد . با روشهاي زير مي توان تا حدودي به انگيزش بيمار براي درمان کمک کرد :
1 - توصيه : نصيحت يا توصيه مستقيم به فرد معتاد ساده ترين روش است . گاهي يک توصيه ساده منجر به يک ترک دائمي مي شود . در يک نصيحت بايد به زمان و مکان را رعايت کرد و بگونه اي استدلال نمود که فرد معتاد قانع شود از پافشاري و اصرار نيز بايد پرهيز نمود . از همه مهمتر فرد نصيحت کننده خود نبايد معتاد باشد .
2 - برداشتن موانع : روش ديگر ، از بين بردن موانع در سر راه درمان اعتياد براي معتاد است . مثلاً نگهداري از فرزندان کوچک فرد معتاد ، حمايت مالي از بيمار ، حمايت شغلي و کاري از بيمار ، تسهيل در رفت وآمد بيمار به مرکز درماني علي الخصوص در مسافت هاي دور .
3 - حق انتخاب ، بيمار بايد در انتخاب روش درمان آزادي داشته باشد . روشي را که خود انتخاب مي کند ممکن است امکان موفقيت بيشتري براي او فراهم کند .
4 - کاهش جذابيت مواد : با آگاه سازي بيمار از نتايج منفي و خطرات مصرف مواد از بعد فردي رواني – اجتماعي – خانوادگي و اقتصادي مي توان انگيزه بيمار را براي درمان تقويت کرد .
5 - درمان مشروط : بيمار بايد ميان از دست دادن شغل ، جداشدن همسر ، محروم شدن از ارث و ... و درمان بيمار يکي را انتخاب کند .
6 - هدف گذاري : نشان دادن يک هدف روشن و دست يافتني به بيمار انگيزه او را تقويت مي کند . هدف بهترين وسيله براي حرکت است . ايجاد اميد و اشتياق براي رسيدن به هدف انگيزه تحمل سختي ترک و مقاومت در برابر وسوسه مصرف مواد است .
* آموزش مهارت هاي سازگاري : بسياري از افراد در دوران رشد و تربيت آگاهانه و ناآگاهانه مهارتهايي را جهت سازگاري با محيط و مواجهه با مشکلات کسب مي کنند . يکي از تبعات تمدن و شهرنشيني عدم توجه به والدين ومعلمين به آموزش مهارت هاي سازگاري است . ده مهارت اصلي که سازمان بهداشت جهاني براي سلامت روان افراد ضروري مي داند عبارتند از : - خودآگاهي ، همدلي ، ارتباط موثر ، روابط بين فردي ، تصميم گيري ، حل مسئله ، تفکر خلاق ، تفکر انتقادي ، توانايي حل مسئله ، توانايي مقابله با استرس
* آموزش مهارتهايي همچون کنترل خشم ، کنترل افسردگي ، کنترل اضطراب و ... نيز بعنوان مهارتهاي فرعي در درمان اعتياد و پيشگيري از عود موثر است .
* آموزش روشهاي پيشگيري از عود همچون تغيير شيوه زندگي ، تغيير و تجديد نظر در دوست يابي ، حذف تمام مظاهر مصرف مواد ، پرهيز از خشم و تنهايي و ... در کنترل و پيشگيري از عود اعتياد توصيه مي شود .
* همچنين درمان شبکه اي ، قرارداد مشروط ، تغذيه مناسب ، برنامه ورزشي منظم و آموزش خانواده مي تواند فرد را در کنترل و درمان اعتياد ياري رساند .
بروز بيماريهاي رواني و سير تدريجي آن منجر به ايجاد رفتارها و عادت هايي در انسان مي شود که بعضاً کنترل و ترک آن بسيار مشکل و گاهي غيرممکن است .
اعتياد انسان به مصرف مواد و داروها از جمله اين عادت هاست . طبق آخرين آمارها در کشور 5000000 نفر از افراد حداقل يک بار مصرف مواد مخدر را تجربه کرده اند و 2000000 نفر معتاد به آن هستند . سير پيشرونده اعتياد به مواد و ترويج روشهاي مصرف غيربهداشتي آن همچون تزريق مواد مخدر با سرنگ مشترک منجر به بروز بيمايهاي لاعلاجي همچون ايدز مي شود که بيش از 70000000 نفر را در جهان گرفتار نموده است و در کشور ما نيز بيش از 14000 نفر به آن آلوده اند . مجموعه مسائل موجود ، دست اندرکاران و آگاهان را مي بايست وادار به برنامه ريزي و اقدامات مناسب جهت كنترل معضلات اجتماعي نمايد . يکي از استراتژي هاي مهم مبارزه با بروز معضلات اجتماعي ، آموزش و اطلاع رساني است . ما نيز به نوبه خود کوشيده ايم سهمي کوچک در آگاهي رساني به جوانان و هم وطنان داشته باشيم و با ترسيم روشهاي پيشگيري و درمان معضل اعتياد ، قدمي هر چند کوچک براي کمک به هم وطنان خود برداريم .
کليات مواد
انواع مواد
خانواده حشيش : حشيش ، چرس ، بنگ و ....
خانواده مخدرها : ترياک ، هروئين ، کراک هروئين ، مورفين ، کدئين و ...
خانواده محرکها : متاآمفتامين ( يا شيشه ) ، ريتالين و ...
خانواده کوکائين : کوکائين و کراک کوکائين
خانواده توهم زاها : LSD يا اسيد ليزرژيک ، اکستازي و ...
خانواده مواد استنشاقي : چسب ، بنزين ، تينر و ...
داروها :
داروهاي مخدر يا محرک مثل ترکيبات کدئين ، ديفنوکسيلات ، ترامادول ، ريتالين ، فن فلورامين ، پزودوافدرين و ...
داروهاي خواب آور مثل خانواده بنزوديازپين ها شامل ديازپام ، اکسازپام ، لورازپام ، فلورازپام و .... يا خانواده فنوباربيتال
الکل و مشروبات الکلي
مواد مخدر :
مواد مخدر طبيعي (natural opiates ) ( مانند ترياك ) از جوانه ترياک (papaver somniferum) (opium poppy) كه يك گياه زيبا و گل دهنده است و ساليانه جوانه مي زند ، گرفته مي شود . اين گياه تا ارتفاع يك متر رشد مي كند و گلهاي آن به رنگهاي سفيد ، صورتي ، قرمز و بنفش است.
قدمت استفاده از مواد مخدر به 6 هزار سال قبل برمي گردد . از مواد مخدر براي درمان بيماريهاي متفاوتي از جمله بيماري افسردگي استفاده مي شد . استفاده از اين ماده بسيار گسترده بود و اغلب افراد از آن براي درمان خود استفاده مي كردند . چرا كه عمدتاً به عنوان مرهمي براي تمامي مشكلات آدمي (از جمله كاهش درد ، درمان سرفه و اسهال ) پنداشته مي شد . لذا ، تجارت و داد و ستد اين ماده مخدر رشد چشمگيري داشت .
اصطلاح شناسي
مواد مخدر از مشتقات ترياك (opium ) هستند كه شامل مورفين ، كدئين و مواد نيمه سنتز شده از آنها مانند هروئين مي شود . اصطلاح اپيوئيد ( opioid ) اصطلاحي است گسترده تر كه تمامي آگونيستها ( agonists ) و آنتاگونيستهايي ( antagonists ) را كه فعاليت مشابه مورفين دارند (مانند پپتيدهاي اپيوئيدي طبيعي از جمله آندورفينها را ) شامل مي شود . گاهي اوقات به اپيوئيدها اصطلاح مخدر اطلاق مي گردد ، چرا كه اين مواد خواب آلودگي يا حالت شبه رويا كه به آن چرت زدن (nod ) نيز گفته مي شود ايجاد مي كنند .
موارد استفاده
در سال 1806 داروساز آلماني به نام فردريك سرترنر (Frederich serturner ) عنصر فعال موجود در ترياك را كشف كرد و آن را مورفيوم (morphium) ناميد كه برگرفته از لغت مورفيوس (morphius ) در زبان يوناني به معناي خداي روياهاست .
در 1832 ماده كدئين كشف شد كه اين ماده نيز مانند مورفين ، ديگر ماده روان گردان موجود در ترياك به شمار مي رود . شناسايي اين مواد مصادف گشت با ابداع سرنگهاي زيرپوستي (hypodermic syringes ) در اوايل دهه 1850 كه اين امر از يك سو به شكل چشمگيري به درمان دردهاي شديد و از سوي ديگر به افزايش شيوع اعتياد به مواد مخدر منجر شد . از آنجا كه استفاده از مواد مخدر تحت هيچ گونه سيستم نظارت كننده اي قرار نداشت و دسترسي به آنها نيز بدون نسخه پزشك ممكن بود ، لذا شيوع آن افزايش چشمگيري پيدا کرد . علاوه بر اين ، استفاده از اين مواد در ميان بسياري از سربازان كه در جنگهاي قرن نوزدهم مانند جنگ داخلي آمريكا (1861-1865) شركت داشتند ، رواج يافت و زماني كه اين سربازان از جنگ برمي گشتند اعتياد آنان به اين مواد ادامه مي يافت . از اين رو اعتياد به ترياك در آن زمان ، به عنوان بيماري سربازان (soldiers disease ) شناخته شد .
طي قرن نوزدهم ، تعداد پزشكان و درمانهاي پزشكي بسيار محدود بود و براي رفع اين كمبود ، صنعت جديدي به وجود آمد كه استفاده از داروهاي مقوي حاوي مواد مخدر و شربتهاي مختلف حاوي اين ماده را تشديد كرد . اين داروها و شربتها بسيار ارزان قيمت بود و موجب كاهش درد و نا آرامي و رفع اسهال و سرفه مي شد ، ولي در عين حال مواد اعتياد آور بود . در ايالات متحده ، نگراني از افزايش تعداد افراد مبتلا به اعتياد به مواد مخدر باعث وضع قانون غذا و دارو (food and drugs act ) در سال 1906 و نهايتاً قانون مواد مخدر هاريسون گشت كه براساس آن تجويز اين مواد تحت كنترل و نظارت پزشکان قرار گرفت . (رابينز ، 1973 )
مواد مخدر نيمه سنتز شده ( نيمه مصنوعي )
استفاده گسترده از مواد مخدر و توانايي چشمگير آنها در كاهش درد ، و نيز وجود بازار بالقوه سود آور ، باعث شد تا تحقيقات بسياري در خصوص ساختار شيميايي اين مواد انجام پذيرد . در اواخر قرن هجدهم ، محققان دريافتند كه با اضافه كردن دو گروه استيل به مولكول مورفين ، مي توان به ماده جديدي به نام هروئين دست يافت . اضافه شدن دو گروه استيل به مورفين باعث افزايش حلاليت آن در در چربي مي شود و نهايتاً آن را قادر به عبور سريع از سد خوني مي سازد.
هروئين با ورود به مغز مجدداً به مورفين تبديل مي شود . آثار مورفين و هروئين كاملاً مشابه يكديگر است ، با اين تفاوت كه هروئين 3 برابر قوي تر از مورفين است و سريع تر از مورفين اثر خود را اعمال مي كند .
مواد مخدر سنتز شده (مصنوعي )
يكي از شناخته شده ترين مواد مخدر سنتز شده ماده متادون است كه نيمه عمر طولاني ( چيزي حدود 18 تا 22 ساعت ) دارد . اين ماده طي جنگ جهاني دوم توسط آلمانها به منظور مقابله و جبران كاهش مورفين و ديگر مواد بي حس كننده توليد شد. اين ماده ابتدا دولوفين (dolophine ) (گرفته شده از نام آدولف هيتلر ) به منظور درمان معتادان به هروئين به بازار آمد . متادون دارويي است اعتيادآور و روان گردان ، ولي زماني كه در شرايط كنترل شده كلينيكي مصرف شود باعث كاهش نياز به مواد مخدر در محيطهاي غير قابل كنترل (مانند خيابانها) مي شود . علاوه بر اين ، استفاده از آن درمقدار بالا نه تنها باعث انسداد و يا از بين رفتن آثار سرخوشي هروئين مي شود بلكه خطرهاي مرتبط با استفاده جمعي از سرنگهاي آلوده به ويروس ايدز ويا هپاتيت را كاهش مي دهد .
ماده مخدر سنتز شدهي ديگر مپريدين (meperidine ) يا دمرول (Demerol ) نام دارد كه در مقايسه با متادون از نيمه عمر كوتاه تري برخوردار است .( جافي و مارتين (jaff & martin ) ، 1975 )
پپتيدهاي اپيوئيدي مغز
همانطور که ذکر شد ، اپيوئيدها موادي اعتيادآور و روانگردان هستند و سلامت افراد را به خطر مي اندازند ، لذا در اينجا اين سوال مطرح مي شود که به چه علت بدن افراد به اپيوئيدها پاسخ ميدهد ؟ در اوايل دهه 1970 محققان دريافتند که گيرنده هاي مواد مخدر درونزاد (endogenous) نه تنها در سيستم اعصاب مرکزي بلکه در سيستمهاي ديگري مانند معدي - روده اي نيز وجود دارند .
دليل وجود گيرنده هاي خاصي مانند اين نوع گيرنده ها در بدن اينست كه بدن خود به توليد موادي كه شبيه مواد مخدر خارجي (exogenous opioids) هستند ، مي پردازد . اولين اپيوئيدهاي پپتيدي درونزادي كه كشف شدند داراي زنجيره آمينواسيد كوتاهي بودند كه به نامهاي لوسين – انكفالين (leucine-enkephaline ) و متايونين – انكفالين (methionine-enkephalin ) شناخته شدند .به دنبال شناسايي اين دو اپيوئيد پپتيدي ، اپيوئيد پپتيد ديگري به نام بتا اندورفين(beta endorphin ) نيز كشف شد كه قسمتي از ساختار آمينو اسيدي آن شبيه ساختار آمينو اسيدي متايونين – انكفالين بود .
با پيشرفت فناوري و افزايش تحقيقات ، محققان دريافتند كه آندورفينهاي مختلف و متنوعي در مغز و ديگر قسمتهاي بدن توليد و ساخته مي شوند كه هدف آنها مقابله طبيعي بدن با درد است ؛ براي مثال تحقيقات نشان داده اند كه در حين تولد نوزاد ، وقايع آسيب زا و نيز در حين دويدن ، ميزان آندورفين موجود در پلاسما افزايش مي يابد . در حقيقت ، درخصوص مورد آخر( دويدن ) ، افرادي كه به شكل مرتب به ورزش دويدن مي پردازند ، از پديده اي به نام سرخوشي دونده (runners high ) برخوردارند كه طي آن فرد دونده ميزان لذت زيادي را در حين دويدن و بعد از آن احساس مي كند.(بلوم (bloom )،1983 )
آنتاگونيستهاي اپيوئيدي
آنتاگونيستهاي اپيوئيدي داروهايي هستند كه از تأثيرگذاري مواد مخدر بر گيرنده هاي مربوطه پيشگيري مي كنند و آثار آنها را خنثي ميكنند . در صورتي كه اين دسته از داروها به شكل داروي پيشگيري كننده (prophylactic ) استفاده شوند ، مواد مخدر مسموميتي ايجاد نخواهند كرد . آنتاگونيستهاي اپيوئيدي آن قدر در خنثي كردن آثار مواد مخدر موثرند كه از آنها در درمان مسمويت ناشي از استفاده بيش از حد (overdose) دارو استفاده ميكنند؛ براي مثال ، داروي نالوكسون ( ناركن ، narcan )، كه يك آنتاگونيست اپيوئيدي است بدين منظور استفاده ميشود . اين دارو، فقط بعد از چند ثانيه بعد از تزريق وريدي ، باعث ميشود تا بيماراني را كه دچار حالت اغماي ناشي از استفاده بيش از حد اپيوئيدها شده اند ، به سرعت به حالت هوشياري برگرداند . آنتاگونيست اپيوئيدي ديگري به نام نالتركسون (ريويا،revia ) وجود دارد كه در درمان معتادان به الكل و هروئين موثر است . تأثيرات رفتاري – زيستي مخدرها در جدول 1-7 ذكر شده اند . (جافي و مارتين ، 1975 )
تاثيرات زيستي – رفتاري اپيوئيدها
انقباض مردمك چشم
كاهش ميزان نبض
كاهش دماي بدن
كاهش تنفس
بازتابهاي آهسته
تكلم آهسته و آرام
استفراغ
حافظه و توجه مختل
گيجي يا اغما
روشهاي استفاده
1.دهاني : قديميترين روش استفاده از مخدرها، روش دهاني است . كيكهاي ترياكي ، آب نباتها و شربتهاي مختلف حاوي اين مواد، جزو روشهاي سنتي استفاده از مخدرها به شمار مي روند . از آنجا كه مخدرهاي طبيعي از حلاليت نسبتاً كمي در چربي برخوردارند ، استفاده دهاني از آنها گرچه موثر است ، ارزش حياتي (bioavailability ) چنداني ندارد .
2. ريوي : استفاده بيش از حد و گسترده ترياك در چين تا قبل از هزاره اول كاملاً عادي و از لحاظ اجتماعي قابل قبول پنداشته مي شد ، در حالي كه سيگار كشيدن (تنباكو ) به عنوان عملي اهانت آميز و غيرقابل قبول به شمار مي رفت .در 1644 ، امپراتور چين كشيدن سيگار را ممنوع اعلام كرد ، ولي در خصوص ترياك اين ممنوعيت اعمال نگشت . به همين دليل ، كشيدن ترياك به سرعت تبديل به روش معمول استفاده از اين ماده مخدر شد .
3. استنشاقي : پودر ترياك و هروئين را مي توان از طريق بيني استفاده كرد . از اين طريق اين مواد به سرعت از پوشش بيني عبور كرده و وارد جريان خون مي شوند . اگرچه ترياك معمولاً از اين طريق استفاده نمي شود ، افرادي كه براي اولين بار از اين ماده استفاده مي كنند ، آن را به اين روش مورد استفاده قرار ميدهند . از آنجا كه هروئين ماده اي است با حلاليت بالا در چربي ، از اين طريق به سرعت وارد جريان گردش خون مي شود .
4. تزريقي : مورفين كه به شكل مايع موجود است يا ديگر مواد مخدر حلال (مانند هروئين) را مي توان از سه روش تزريق زيرپوستي ، درون عضلاني و درون وريدي استفاده كرد .
توزيع ، پخش و دفع : كليه مخدرها در تمامي قسمتهاي بدن توزيع و پخش مي شوند ، بالاخص در قسمت دستگاه اعصاب مركزي كه تاثيرات روانگرداني خود را در آنجا اعمال مي كنند . از آنجا كه قابليت حلاليت در چربي ، مواد مخدر طبيعي كم است ، عمدتاً كندتر از مخدرهاي نيمه سنتز شده ، مانند هروئين ، وارد مغز مي شوند ( بنت ، ميچل و شاينر ، 1990 ) مانند داروهاي ديگر ، اگر مواد شبه مخدر دود شوند (يا كشيده شوند ) به سرعت وارد خون مي شوند . مواد مخدر در كبد متابوليزه مي شوند و از نيمه عمر تقريباً كوتاهي برخوردارند (تقريباً سه ساعت ) . تنها مورد استثنا در اين خصوص ، داروي متادون است كه نيمه عمر آن چيزي حدود 22 تا 25 ساعت است .
مصارف پزشكي
استفاده عمده ازمواد شبه مخدر، مانند مورفين ، در درمان درد است . مواد شبه مخدر در كاهش درد بسيار موثرند . زماني كه افراد تحت تأثيراين مواد هستند ، از وجود درد آگاهي دارند ، ولي قادر به پاسخگويي به آن نيستند . مواد شبه مخدر كه به شكل كدئين هستند در درمان سرفه بسيار موثرند ، گرچه مشتقهاي سنتزشده آن مانند دكسترومتورفان (dextromethorphan ) بدون آنكه داراي خواص اعتياد آور و مسكني باشند ، در درمان سرفه نيز استفاده مي شوند .
آثار مضر
در مقايسه با داروهاي روانگردان غيرمخدر ، مخدرها مضرات كمتري دارند . با اين حال ، مخدرها مضرات بالقوه اي براي افراد دارند براي مثال اين داروها از قابليت اعتياد آوري ونيز مسمويت بسيار بالايي برخوردارند . همچنين باعث كاهش فعاليت آن دسته از قسمتهاي ساقه مغز مي شوند كه ميزان دي اكسيد كربن (co2) موجود در خون را كنترل مي كنند . يكي از تبعات مسموميت با مخدرها كاهش ميزان تنفس و نهايتاً مرگ است . اكثر مخدرها باعث تحريك نورونهاي موجود در قسمت بصل النخاع مغز و موجب رفلكس استفراغ مي شوند . در نتيجه ، افرادي كه از موادي مانند هروئين استفاده مي كنند حالت تهوع و استفراغ را تا زماني كه وضعيت تحمل نسبت به اين ماده و در آنها ايجاد نشده ، تجربه مي كنند .
تأثيرمخدرها بر روي جنين
زنان بارداري كه از مخدرها سوء استفاده مي كنند نه تنها خود بلكه جنين خود را در معرض خطر قرار ميدهند . آن دسته از زنان معتاد به هروئين ، در صورت قطع مصرف اين ماده ( زماني كه كودك آنها متولد مي شود ) علايم ترك دارو را تجربه مي كنند كه اين تجربه مي تواند بسيار ناراحت كننده و مضر براي جنين آنها باشد . كودكان زنان معتاد به هروئين اغلب از ناراحتيهايي مانند بي قراري و تحريك پذيري رنج مي برند . همچنين اين كودكان به علايم تركي كه بزرگسالان از آن رنج مي برند ( مانند آبريزش بيني ) نيز دچار مي شوند و گريه آنها بسيار شديد است .
نوزادان زنان معتاد به هروئين اكثراً جثه كوچك تري دارند و محيط سر آنها بسيار كوچك تر از نوزادان مادران غيرمعتاد است . در ارتباط با رشد شناختي كودكان مادران معتاد به هروئين گزارشهاي چندان روشن و واضحي در دسترس نيست . با اين حال گزارشهاي موجود حاكي از آن است كه اين كودكان زماني كه وارد دوره ابتدايي مي شوند ، توانايي يادگيري شان نسبت به كودكان ديگر كمتر است و اكثراً دچار عقب ماندگي ذهني (delayed mental ability ) و تأخير رشد(delayed motor development ) مي شوند . مادران معتاد به هروئين ، اغلب مواد ديگري (مانند نيكوتين ) نيز استفاده مي كنند و از مراقبتهاي پيش از تولد ( مانند مراقبتهاي بهداشتي ، اجتماعي و رواني ) كمتري بهره مند مي شوند . درنتيجه ، اين عوامل مي توانند منجر به تأثيرات عميقي بر روي آنها و بروز بيماريها و استرس روحي – رواني درآنها گردد ، همچنين مي تواند زمينه ساز بروز بيماريهاي متعددي ( اعم از فيزيكي و رواني ) براي كودكان آنها نيز باشد.
سوء استفاده و وابستگي به مخدرها
پديده تحمل نسبت به مواد مخدر فقط طي چند روز پس از استفاده از آن ايجاد مي شود و با تداوم در طول فرايند اعتياد افزايش مي يابد. تحمل نسبت به مواد شبه مخدر بسيار جالب و متفاوت است . در پاره اي از مواد، شايد ميزان بسيار كمي از اختلالات در فرد مسموم شده مشاهده مي گردد براي مثال تحمل نسبت به آثار ضددردي و سرخوشي و همچنين تاثيرات جانبي استفاده از اين مواد ( مانند استفراغ ) ايجاد مي شود، ولي تحمل نسبت به تاثيرات ضد درد اين گونه مواد مخدر بر روي انقباض مردمك چشم ايجاد نمي گردد و در خصوص تأثيريبوستي ايجاد تحمل بسيار كم است . در ميان معتادان مزمن، حتي مقادير بالاي دارو سرخوشي كمي ايجاد مي كندو استفاده از دارو فقط به منظور دوري جستن از بروز علايم ترك صورت مي گيرد.
مواد شبه مخدر به طور كلي و بدون در نظر گرفتن نوع آنها ( طبيعي ، نيمه سنتز شده ويا سنتز شده ) وابستگي فيزيكي ايجاد مي كنند . استفاده مرتب و منظم از اين داروها نهايتاً ، بعد از قطع مصرف ، باعث بروز علايم ترك مي شود . ترك داروهاي مخدر ضددرد به ندرت زندگي فرد را به مخاطره مي اندازد . اين گونه علايم شبيه علايم بيماري آنفولانزاست، يعني فرد دچار درد مي شود واحساس خستگي، تحريك پذيري ، حساسيت بيش از حد وآبريزش بيني را تجربه مي كند . بعضي از اين علايم فقط به مدت چند ساعت بعد از آخرين دفعه استفاده از دارو بروز مي كنند.
بيشترين و شديدترين علايم ترك كه شامل حركات اسپاستيك (spastic movement) مي شود ، 48 تا 72 ساعت بعد از آخرين دفعه استفاده از دارو رخ مي دهد . با توجه به اينكه ترك مواد مخدر هيچ گونه تأثيرمثبتي بر پيامد پرهيز (abstinence) ندارد و در حقيقت احتمال پرهيز و قطع استفاده از مواد مخدر را افزايش نمي دهد ، با اين حال ، علاقه و تمايل بسياري ، از بعد كلينيكي نسبت به سم زدايي (detoxification) معتادان به مخدرها وجود دارد. چند گونه روش سم زدايي وجود دارد كه در ذيل بدان مي پردازيم :
روش يابوئي و يا "cold turkey" در اين روش بيمار به ناگهان از مصرف مواد مخدر منع و دچار علايم ترك مي شود . ترك ماده مخدر به اين روش براي بيمار بسيار ناخوشايند و ناراحت كننده است ، ولي مرگ آور نيست .
ترك ماده مخدر با استفاده از دارو . در اين روش بيمار ( يا فرد معتاد ) استفاده از مواد مخدر را با استفاده از دارو ترك ميكند ، براي مثال كلونيدين (clonidine) (كاتاپرس ، catapres) باعث كاهش علايم ناراحت كنند ترك ، مانند تحريك پذيري بيش از حد مي شود . داروي ديگري كه در اين روش استفاده مي شود لوفكسيدين (lofexidine) است كه هنوز داروي آزمايشي است و يا استفاده از داروهاي مخدر متادون و بوپرنورفين كه علائم بيمار را تخفيف مي دهد .
درمانهاي جايگزين (alternative treatments). يكي از روشهايي كه در كاهش علايم ترك دارو در بعضي از بيماران موثر بوده است ، روش طب سوزني (acupuncture) است .
بعد از انجام سم زدايي ، درمان درازمدت وابستگي مواد افيوني به دو شكل ادامه مي يابد: پرهيز كامل يا پرهيز ياري شده (assisted abstinence) . براي دستيابي به پرهيز كامل ، فرد معتاد تشويق مي شود در مراكز درماني به منظور يادگيري و ايجاد مهارتهاي زندگي عاري از هر گونه ماده مخدر ، شركت كند. در اين مراكز افراد مي آموزند كه چگونه از مواد مخدر دوري جويند و نيز چگونه بدون استفاده از ماده مخدر زندگي كنند .
در روش پرهيز ياري شده ، به فرد معتاد داروهايي مانند نالتركسون داده مي شودكه يك آنتاگونيست مخدر است و تاثيرات لذت بخش مواد مخدر را خنثي مي كند . علاوه بر نالتركسون ، داروي بوپرنورفين (buprernorphine) (بيوپرنكس ، bupernex) نيز به منظور ياري دادن به فرد براي ترك داده مي شود . اين دارو ، مخدري است كه با خواص آگونيستي و آنتاگونيستي كه دارد تأثيرخود را از طريق كاهش ويار براي مخدرهاي ديگر مانند هروئين ، اعمال مي كند . اين گونه برنامه هاي درماني در درمان افراد معتاد به مخدّر ها بسيار موثر بوده و آنها را از استفاده مجدد از داروهاي مخدر، دور نگاه مي دارد .
از ديگر داروهايي كه به طور گسترده در درمان اعتياد به مخدرها استفاده مي شود، متادون است . اين دارو در برنامه هاي درماني متعددي در ترك فرد استفاده مي شود، ولي بهترين برنامه درماني متادون برنامه اي است كه فرد معتاد مجبور باشد داروي خود را ( متادون ) در كلينيك دريافت كند، آزمايشهاي ادرار به منظور نظارت بر استفاده از مواد ديگر انجام پذيرد ، فرد معتاد بايد بتواند شغل خود را حفظ نمايد و در برنامه هاي درماني و جلسات دوازده مرحله اي (narcotics anonymous) (NA) (معتادان گمنام ) شركت جويد . در اين گونه برنامه هاي درماني ، علاوه بر متادون از داروي ديگري نيز استفاده مي شود كه نيازي مراجعه روزانه فرد معتاد به كلينيك ندارد . اين دارو LAAM نام دارد و از مشتقات متادون است و زمان عملكرد آن طولاني تر از متادون است . هدف در اينجا ترك عادت فرد معتاد به مصرف ماده مخدر ( معمولاً هروئين ) است ، ولي بسياري از مواقع افراد معتاد براي هميشه روي متادون نگهداشته مي شوند ، چراکه توانايي و تعهد به پرهيز و دوري جويي از ماده مخدر را ندارند ،لذا اثربخشي اين گونه برنامه هاي درماني بر اساس ميزان توانايي اين گونه برنامه ها در پرهيز دادن يا ترك دادن افراد معتاد ارزيابي نمي شود ، بلكه بر اساس كيفيت زندگي كه فرد معتاد بدان دست يافته است ، ارزيابي مي گردد . ( جافي ، 1985)
مواد مخدر بسيار اعتياد آورند ،بدين معنا كه يك نياز قوي در فرد وابسته به مواد مخدر ايجاد مي كنند . اين وابستگي را به سختي مي توان از بين برد و به همين دليل مي تواند به استفاده مادام العمر از ماده مخدر منجر شود .
از آنجا كه اكثر افراد معتاد به مواد مخدر به اين امر واقفند كه اين مواد ، برخلاف ديگر داروهاي روانگردان ،اثر تخريبي بر روي اندامهاي بدن ندارند ، به استفاده از اين مواد ادامه مي دهند و در حقيقت عمده مشكل استفاده از متادون و بحث برانگيز بودن درمان توسط متادون همين امر است
درمان دارويي اعتياد
در درمان اعتياد به مواد مخدر مي توان از روشهاي سم زدايي و يا درمان نگهدانده استفاده نمود . درمان به روش سم زدايي چندان ماندگاري نداشته و احتمال عود مجدد بسيار بالاست مگر اينکه توسط درمانهاي نگهدارنده و يا درمانهاي غيردارويي (روان درماني) حمايت شود .
سم زدايي يعني استفاده از دارو و روشهاي پزشکي براي خروج بدون عارضه و ناراحتي مواد مخدر از بدن فرد و رفع وابستگي جسمي به مواد مخدر .
انواع روشهاي معمول سم زدايي که امروزه کاربرد دارند :
1 - درمان علامتي و کلونيدين : در اين روش از کلونيدين بعنوان داروي غيرمخدر در درمان استفاده مي شود .اين دارو با تأثير بر گيرنده هاي خاصي در مغز و ساير قسمتهاي بدن سبب کاهش علائم ناخوشايند ترک مي شود . به همراه کلونيدين داروهايي بصورت کمکي براي کاهش درد ، بهبود خواب ، کاهش علائم آبريزش بيني ، دل پيچه و ... تجويز مي شود . در اين روش بهتر است فرد براي مدت کوتاه به استراحت بپردازد تا علائم قابل تحمل باشد . اين درمان براي مصرف کنندگان کم تا متوسط ترياک توصيه مي شود .
2 - درمان با استفاده از داروهاي مخدر : در اين درمان از داروهايي همچون متادون يا بوپرنورفين مي توان با روش خاصي استفاده کرد . در اين روش پزشک با شيوه خاصي ميزان مناسب دارو را تجويز مي کند و سپس بتدريج ظرف حدود سه هفته از ميزان دارو کاسته مي شود و در نهايت قطع مي گردد . در اين روش فرد مي تواند به فعاليتهاي روزمره خود بپردازد و علائم جسمي و رواني اندکي را تجربه خواهد کرد .
3 - سم زدايي سريع : اين روش که سم زدايي سه روزه ناميده مي شود با استفاده از داروهاي مخدر و غيرمخدر با بستري کوتاه مدت بيمار صورت مي گيرد . در اين روش بيمار مختصري درد و ناراحتي را در روزهاي اول تجربه خواهد کرد . و ليکن در صورتي که تحت نظر پزشک مجرب انجام شود خطري بيمار را تهديد نمي کند . اين روش براي مصارف کم تا متوسط مواد و براي کساني که بيماريهاي قلبي و تنفسي ندارند مناسب است .
4 - سم زدايي فوق سريع يا Urod : که در اصطلاع عوام تعويض خون نيز ناميده مي شود و در حقيقت سم زدايي بيمار با داروهاي ضد مخدر تحت بيهوشي مي باشد . بيمار در يک مرکز مجهز بمدت چند ساعت بيهوش مي شود و در مدت بيهوشي با تزريق داروي نالوکسان به مقدار مورد نياز مواد موجود در بدن خنثي مي شود . پس از بهوش آمدن بيمار با تجويز دارو مرخص مي شود . اين روش ، براي مصارف بالا خصوصاً کراک و هروئين توصيه مي شود و ليکن قابل ذکر است ريسک بيهوشي براي اين افراد وجود دارد . منتهي پس از سم زدائي اين بيماران بايد تحت درمان نگهدارنده قرار گيرند.
از نظر اقتصادي هزينه مصرف سرپايي کمتر از روش سريع يا فوق سريع مي باشد چرا که در دو روش اخير امکانات و تجهيزات بيشتري مورد نياز است .
سم زدايي در حقيقت سهم کوچکي از درمان اعتياد را به خود اختصاص مي دهد .
بيمار به هر روشي که سم زدايي شود مي بايست تحت درمانهاي نگهدارنده با نالترکسون يا متادون يا درمانهاي غير دارويي و مشاوره اي قرار گيرد . در غير اين صورت احتمال لغزش و يا عود بيماري بسيار زياد خواهد بود .
تمام اين درمانها با هدف تقويت انگيزه و حفظ تمايل بيمار به دوري از عادت مصرف مواد و بازگشت به زندگي عادي صورت مي گيرد . اکثر بيماران معتقدند نياز به روانشناس و مشاوره ندارند و تمام آنچه در اين جلسات گفته مي شود را به خوبي مي دانند و فقط اگر سم زدايي شوند براي هميشه مي توانند خود را حفظ کنند .
شايد اين حرف در موارد نادري به عمل در آيد و ليکن عادت اعتياد ريشه دارتر از آن است که يک فرد به تنهايي با تمام مشغله هاي ذهني و فکري با عدم آگاهي به روشهاي پيشگيري از عود بتواند در برابر عود مجدد اعتياد مقاومت کند . لذا قوياً توصيه مي کنيم اگر مي خواهيد زحمات خود و خانواده خود را هدر ندهيد حتماً بنا به دستور پزشک معالجتان در جلسات روان درماني شرکت کنيد ويا تحت درمان نگهدارنده داروئي قرار گيريد .
درمان نگهدارنده با نالترکسون :
پس از اينکه بيمار سم زدايي شد و 10-7 روز از قطع متادون ويا داروهاي مخدر گذشت فرد مورد آزمايش قرار خواهد گرفت و در صورتي که اثري از مواد مخدر در بدن موجود نبود با احتياط و تحت نظر پزشک داروي نالترکسون براي بيمار شروع خواهد شد .
در نهايت با مصرف روزانه اين دارو فرد تمايل به مصرف مواد مخدر را از دست مي دهد و احياناً اگر در مصرف مواد سماجت کند بعلت تداخل اين دو ، دچار حالات بدي از نظر جسمي و رواني خواهد شد لذا تا زماني که از داروي نالترکسون استفاده مي کند به سمت مصرف مواد مخدر نخواهد رفت . اين زمان ، زمان مناسبي براي درمانهاي مشاوره اي و غير دارويي و شرکت در جلسات NA خواهد بود . در طول مصرف نالترکسون تحت نظر پزشک مي بايست کارکرد کبد مورد آزمايش قرار گيرد .
درمان نگهدارنده با متادون يا بوپرنورفين ( داروي مخدر )
در روش فوق بيمار از ابتدا با داروي مخدر مورد درمان قرار مي گيرد . دارو به اندازه مورد نياز براي فرد تنظيم مي شود و مدت طولاني بنا به صلاحديد پزشک تجويز و در اختيار بيمار قرار مي گيرد . تا زماني که فرد از اين روش استفاده مي کند ميل و کشش بيمار به مصرف مواد مخدر کاهش يافته و حتي به صفر مي رسد .
روشهاي فوق بر اساس وضعيت جسمي و رواني بيمار ، نوع ماده مصرفي ، مدت مصرف مواد مخدر و ... توسط پزشک معالج تجويز و اجرا مي گردد .
درمانهاي مکمل : از روشهاي ديگري که در درمان اعتياد کاربرد دارد و مي تواند سبب موفقيت بعضي از افراد شود مي توان به درمانهاي مکمل زير اشاره نمود :
طب سوزني
هوميوپاتي
طب سنتي و گياه درماني
هيپنوتيزم
و ...
نکاتي در مورد درمانهاي غلط و خطرناک :
- اعتياد بعنوان بيماري پيچيده و سخت نياز به يک درمان تخصصي و دقيق دارد . لذا بجز پزشکان ، روانشناسان و افراد دوره ديده هيچکس صلاحيت درمان اعتياد را ندارد .
- استفاده از داروهاي خطرناک و بعضاً اعتيادآور همچون اکستازي ، مواد محرک همچون شيشه ، استفاده از مخدرهاي قويتر مانند هروئين نه تنها کمکي به درمان اعتياد نمي کند بلکه مشکل را دوچندان خواهد کرد .
- استفاده از مشروبات الکلي يا حشيش در درمان اعتياد جايگاهي ندارد و مي تواند خطراتي را براي بيمار در بر داشته باشد .
- استفاده از داروهاي مخدر تزريقي همچون تمجيزک ، نورجيزک ، ترامادول تزريقي در درمان اعتياد به هيچ عنوان توصيه نمي شود و شديداً اعتيادآور است .
- استفاده و مصرف داروهايي همچون کدئين ، ترامادول ، ديفنوکسيلات و ... بعلت اعتيادآوري ممنوع است و عوارض کبدي و کليوي فراواني به همراه دارد .
خطرات مصرف خودسرانه داروهاي ترک اعتياد :
بوپرنورفين و متادون : اين داروها مخدر بوده و در صورت عدم مصرف اصولي و تحت نظر پزشک اعتيادآور است . بعلت دفع کند اين دارو و تجمع دارو در بدن خطر مسموميت با اين داروها وجود دارد .
کلونيدين : اين دارو با اينکه مخدر نيست و ليکن سوء مصرف آن اعتيادآور است .
کساني که مشکلات مربوط به فشار خون ويا بيماريهاي قلبي دارند و همچنين خانم هاي باردار مي بايست فقط با تجويز پزشک از اين دارو استفاده کنند .
اين دارو سبب خشکي دهان ، خواب آلودگي و افت فشار خون مي شود .
نالترکسون : يا داروي ضد مخدر که براي ايجاد انزجار و تنفر از مصرف مواد بين عوام مصرف گرديده دارويي بسيار مفيد در عين حال بسيار خطرناک است . در صورت مصرف غيراصولي اين دارو مخصوصاً در فرد مصرف کننده خطر مرگ وجود دارد .
توصيه هاي درماني :
در خاتمه اين بحث نظر خوانندگان محترم را به نکات ذيل جهت افزايش موفقيت در درمان جلب مي کنيم :
- قبل از شروع درمان انگيزه کافي و قوي براي درمان داشته باشيد در غير اين صورت بعلت عدم موفقيت در درمان دچار سرخوردگي و کاهش اعتمادبه نفس خواهيد شد .
- جهت درمان حتماً به پزشکان دوره ديده و يا مراکز داراي مجوز دولتي يا خصوصي زير نظر وزارت بهداشت و يا سازمان بهزيستي مراجعه نماييد .
- دقيقاً به توصيه هاي پزشک گوش فرا داده و از تغيير دستور دارويي جداً بپرهيزيد و از مصرف همزمان داروهاي ترک اعتياد و ساير داروها بدون اطلاع و تجويز پزشک خودداري کنيد .
- در صورت بارداري ، وجود بيماري قلبي ، تنفسي ، بيماريهاي اعصاب و روان ، بيماريهاي کبد همچون هپاتيت ها و بيماريهاي کليوي حتماً پزشک معالجتان را مطلع کنيد .
- در طول درمان از نظرات و مشورت روانشناسان ، مطالعه کتب روانشناسي عمومي و تفکر در خصوص اعتياد استفاده کنيد .
آنچه خانواده معتاد بايد بداند
1 - اعتياد يک عادت است نه بيماري . بيماري درمان دارد ولي اعتياد به عنوان يک عادت درمان ندارد و بايد کنترل شود .
2 - شروع به ترک اعتياد به معني کنار گذاشتن مطلق اعتياد نيست ، ممکن است معتاد در طول ترک دچار لغزش و حتي عود گردد اما آنچه انسان را به موفقيت اميدوار مي کند اين است که فرد پشيمان شود و به درمان برگردد . نبايد با لغزش و يا حتي عود اعتياد ، نااميد شد و احساس بي لياقتي و ناتواني کرد . در چنين زماني خانواده به هيچ عنوان نبايد برخورد نامناسب و پرخاشگرانه داشته باشند و نبايد او را تحقير کنند و بلکه برعکس مي بايست اعتمادبه نفس اورا تقويت کنند و او را به درمان بازگردانند .
3 - براي ترک اعتياد هر زحمت و تلاشي نتيجه دارد حتي اگر نتيجه اش در زمان طولاني حاصل شود . هر هزينه اي که براي ترک اعتياد صورت مي گيرد نوعي سرمايه گذاري و پس انداز است و در هر شرايطي کمتر از هزينه مصرف مواد مخدر خواهد بود .
4 - زندگي با معتاد صبر و حوصله فراوان مي خواهد . اعتياد و يا بهتر بگوييم عادات جزء زندگي ما انسانهاست و مبارزه با عادات ناپسند و مضر جزئي از زندگي ماست . از تجربه اعتياد و تجربه ترک آن بايد حداکثر استفاده را خصوصاً در تربيت فرزندان نمود .
5 - هر عادت زشت نشان دهنده يک نقطه ضعف در شخصيت ، تربيت ، شيوه تفکر يا شيوه زندگي فرد است با بروز هر عادت نقاط ضعف بيمار را شناسايي کنيم و به اصلاح آن بپردازيم .
6 - بروز بعضي از عادات به شيوه زندگي ، توقعات ما و رفتارهاي غلط ما بستگي دارد قبل از جستجوي عامل اعتياد در بيرون به خودمان نگاه کنيم شايدعلت را پيدا کنيم .
7 - خانواده هاي متشنج و ناآرام ، والدين ايرادگير ، والدين متعصب و بدون انعطاف ، والدين بي خيال و ... معتاد پرورند .
8 - کساني در کنترل اين عادت موفقند که با هدفي متعالي ، با اشتياق براي رسيدن به هدف خود با سختي و تلاش قدم بردارند ، از شکستها نهراسند ، در همه حال سعي کنند اميدوار باشند . تمام عوامل شکست خود را شناسايي و کنار بگذارند و عوامل موفقيت خود را تقويت کنند . حمايت خانواده را با صداقت و تلاش خود جلب کنند و خانواده نيز براي موفقيت آنها از هيچ تلاشي فروگذار نکند . بايد منظم و اميدوارانه زندگي کرد و عادات خوب را در زندگي تقويت نمود تا عادات زشت ايجاد نشود .
درمانهاي غيردارويي در اعتياد
اعتياد يک بيماري جسمي – رواني – اجتماعي و معنوي است. (Biophsycosocio spirilual)
اين به اين معني است که علاوه بر مداخله داروئي براي تغيير ساختار شيميايي بدن مداخله روانشناختي ، مداخله جامعه شناختي و همچنين مداخله روحاني نيز در امر درمان مي تواند موثر واقع شود .
روشهاي درمان غيردارويي ياروانشناختي به صورت خلاصه عبارتند از :
مشاوره انگيزشي براي تغيير
آموزش مهارتهاي سازگاري
آموزش روشهاي پيشگيري از عود
درمان شبکه اي و قرارداد مشروط
تغذيه و ورزش
آموزش خانواده به منظور کنترل مشکلات خانوادگي
* ايجاد انگيزش يا مشاوره انگيزشي : انگيزه نيروي محرک فرد در حرکت به سوي هدف مي باشد . هر کاري بدون انگيزه به سرانجام نخواهد رسيد . قدم اول در درمان اعتياد ايجاد انگيزه کافي در فرد مي باشد گاهي اين انگيزه تحت تاثير ديدن صحنه هاي عبرت انگيز ، دلسوزي براي خانواده و فرزند ، هزينه زياد زندگي ، تحقير وتوهين ناشي از اعتياد ، نداشتن وقت کافي براي مصرف مواد ، تغيير ظاهري در چهره بيمار و ترس از دست دادن اعتبار و شخصيت در فرد معتاد ايجاد مي شود . ولي گاهي هيچ چيز براي بيمار مهم نيست ايجاد انگيزه نياز به مداخله خانواده ، پزشک و روان درمانگر دارد . با روشهاي زير مي توان تا حدودي به انگيزش بيمار براي درمان کمک کرد :
1 - توصيه : نصيحت يا توصيه مستقيم به فرد معتاد ساده ترين روش است . گاهي يک توصيه ساده منجر به يک ترک دائمي مي شود . در يک نصيحت بايد به زمان و مکان را رعايت کرد و بگونه اي استدلال نمود که فرد معتاد قانع شود از پافشاري و اصرار نيز بايد پرهيز نمود . از همه مهمتر فرد نصيحت کننده خود نبايد معتاد باشد .
2 - برداشتن موانع : روش ديگر ، از بين بردن موانع در سر راه درمان اعتياد براي معتاد است . مثلاً نگهداري از فرزندان کوچک فرد معتاد ، حمايت مالي از بيمار ، حمايت شغلي و کاري از بيمار ، تسهيل در رفت وآمد بيمار به مرکز درماني علي الخصوص در مسافت هاي دور .
3 - حق انتخاب ، بيمار بايد در انتخاب روش درمان آزادي داشته باشد . روشي را که خود انتخاب مي کند ممکن است امکان موفقيت بيشتري براي او فراهم کند .
4 - کاهش جذابيت مواد : با آگاه سازي بيمار از نتايج منفي و خطرات مصرف مواد از بعد فردي رواني – اجتماعي – خانوادگي و اقتصادي مي توان انگيزه بيمار را براي درمان تقويت کرد .
5 - درمان مشروط : بيمار بايد ميان از دست دادن شغل ، جداشدن همسر ، محروم شدن از ارث و ... و درمان بيمار يکي را انتخاب کند .
6 - هدف گذاري : نشان دادن يک هدف روشن و دست يافتني به بيمار انگيزه او را تقويت مي کند . هدف بهترين وسيله براي حرکت است . ايجاد اميد و اشتياق براي رسيدن به هدف انگيزه تحمل سختي ترک و مقاومت در برابر وسوسه مصرف مواد است .
* آموزش مهارت هاي سازگاري : بسياري از افراد در دوران رشد و تربيت آگاهانه و ناآگاهانه مهارتهايي را جهت سازگاري با محيط و مواجهه با مشکلات کسب مي کنند . يکي از تبعات تمدن و شهرنشيني عدم توجه به والدين ومعلمين به آموزش مهارت هاي سازگاري است . ده مهارت اصلي که سازمان بهداشت جهاني براي سلامت روان افراد ضروري مي داند عبارتند از : - خودآگاهي ، همدلي ، ارتباط موثر ، روابط بين فردي ، تصميم گيري ، حل مسئله ، تفکر خلاق ، تفکر انتقادي ، توانايي حل مسئله ، توانايي مقابله با استرس
* آموزش مهارتهايي همچون کنترل خشم ، کنترل افسردگي ، کنترل اضطراب و ... نيز بعنوان مهارتهاي فرعي در درمان اعتياد و پيشگيري از عود موثر است .
* آموزش روشهاي پيشگيري از عود همچون تغيير شيوه زندگي ، تغيير و تجديد نظر در دوست يابي ، حذف تمام مظاهر مصرف مواد ، پرهيز از خشم و تنهايي و ... در کنترل و پيشگيري از عود اعتياد توصيه مي شود .
* همچنين درمان شبکه اي ، قرارداد مشروط ، تغذيه مناسب ، برنامه ورزشي منظم و آموزش خانواده مي تواند فرد را در کنترل و درمان اعتياد ياري رساند .
+ نوشته شده در یکشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 16:58 توسط رفیق ملاویسه
|