تاثیرات ورزش
بازی و نقش آن در رشد شخصیت كودكان
بازی جزئی تفكیك ناپدیر از زندگی كودكان است. كودكان بیش از هر امر دیگر وقت خود را به بازی اختصاص می دهند. البته بازی مختص كودكان نیست بلكه بازی در تمام طول زندگی انسان مشاهده می شود منتها نوع بازی و مدت زمانی كه افراد در سنین مختلف به آن اختصاص می دهند متفاوت است.
با اینكه بازی به عنوان بخش پدیرفته شده ای از زندگی كودك، از اهمیت ویژه ای برخوردار است اغلب مردم كمتر به نقش آن پی برده اند. مردم غالبا به بازی به عنوان عامل وقت گذرانی نگاه می كنند و این نگرش در مورد كودكانی كه مشغول تحصیل هستند به وضوح قابل مشاهده است. اغلب شنیده ایم كه والدین این گروه از كودكان آنان را از بازی منع می كنند و این جمله معروف را كه «برو درسهایت را بخوان، بازی بس است» به كار می برند و الدین كمتر به این نكته توجه دارند كه كم بازی كردن كودك را از بسیاری موفقیتهای یادگیری محروم می كند. زیرا بازی موثرترین و پرمعناترین راه یادگیری برای كودك است و جبران آن از طریق دیگر امكان پذیر نیست.
اهمیت و ضرورت بازی برای كودكان
مهم ترین مشغولیت كودك در زندگی بازی است. كودك در جریان بازی و در یك زمان پرورش فكری، عاطفی جسمی و اجتماعی می یابد و آنچه او از طریق بازی بدست می آورد به طور مثبت كسب می كند زیرا اساس آن تجربه است این تجربه ای است كه از طریق عضلات و حواس خود كودك، به دست آمده است. بازی بكی از مهمترین موضوعات تربیتی است كه بسیار مورد توجه روان شناسان و علمای تعلیم و تربیت قرار گرفته است با آنكه از زمان (میشل متنی) فیلسوف و مربی بزرگ فرانسه در دوره رنسانس مورد توجه خاص قرار گرفته است ولی در هیچ عصری باندازه زمان ما بازی مورد مورد مطالعه و تحقیق دقیق روان شناسان واقع نشده است. تحیقات جدید نشان داده است كه بازی تاثیر بسیاری در رشد بدنی و ذهنی كودكان دارد. بدن تنها وسیله ای است كه كودك بوسیله آن می تواند جهان خارج را توسط حواس مختلف درك كند.
بازی وسیله طبیعی كودك برای بیان و اظهار «خود» است .آلفرد آدلر روان شناس معروف می گوید: كه «هرگز نباید به بازیها به عنوان روشی برای وقت كشی نگاه كرد».كاینست اظهار می دارد كه «بازی كردن برای كودك مساوی است با صحبت كردن برای یك بزرگسال. بازی و اسباب بازی، كلمات كودكان هستند». اریكسون می گوید:« بازی عملكرد خود است. كوششی جهت هماهنگ كردن فرآیندهای جسمی و اجتماعی با خویشتن».
نقش بازی در رشد شخصیت كودكان
رشد هوشی
یكی از فرضیه های روان شناسی این است كه بازی رشد هوشی را تسریع می كند كودكانی كه فاقد هر گونه اسباب بازی می باشند و یا امكانات اندكی برای بازی دارند، از لحاظ شناختی از همسالان خود عقب تر هستند. علاوه بر این فرزندان خانواده های كم در آمد نسبت به كودكان طببقه متوسط كمتر در بازیهایی كه بهش كل «نقش بازی كردن» انجام می شود شركت می كنند. بنابراین بعضی از روانشناسان معتقدند یكی از دلایلی كه كودكان طبقه كم در آمد پس از ورود به مدرسه با مشكلات یادگیری روبرو می شوند این است كه كمتر بازی می كنند بازیهای آنان چندان پیچیده نیست و نسبت به بازیهای كودكان طبقه متوسط از تنوع كمتری برخوردار است. اگر بپذیریم كه بازی برای رشد هوشی اهمیت دارد در این صورت آشنا كردن كودكان با بازی یكی از عواملی است كه رشد شناختی را تسهیل می كند.
عملكرد كودكان از طریق اعمال روانی- حركتی برای رشد و تكامل ذهنی آنان امری حیاتی است كودك گیرنده طبیعی جستجوگر و كاشف و یك پردازش كننده اطلاعات است. اما باید امكاناتی برایش فراهم شود تا بتواند به اعمال یادگیری بپردازد با اشیا تعامل كند و حواس خود را ورزش دهد تا بتواند بر اساس توانائیهای بالقوه و قابلیت خود برای سازمان دادن به تجاربش، دنیای خارج را در ذهن خود بسازد بنابر این هرچه كودك یادگیرنده فعالتر باشد بیشتر یاد می گیرد و هر اندازه بیشتر یاد بگیرد هوش او بیشتر رشد می كند و هر اندازه كه هوش او بیشتر رشد كند بیشتر یاد خواهد گرفت. بازی واسطه یادگیری است. كودك در هنگام بازی، آزادانه آزمایش می كند و بر اساس نتایج آزمایش خود تجربه كسب می كند و از طریق بازی تجربیات خود را درونی می كند برای مثال كنجكاوی درباره آهنربا در پنج سالگی نگرش علمی را برای سالهای بعد می پروراند و یا به خوبی مطالعه جاذبه زمین- سیاره های در حال حركت و مشابه آن است.
كودكان از طریق بازی به 3 نوع یادگیری اساسی دست می یابند:
1- یادیگری در باره خود به انظمام رشد خودپندار مثبت و احساس شایستگی.
2- یادگری درباره دیگران و جهان پیرامون و توانایی توسعه آگاهی خود نسبت به دیگران.
3- یادگیری حل مسائل
كودك نیاز دارد اظهار نظر و كاوش نماید برای مثال هر كودكی نیاز دارد كه از چگونگی كار آنها آگاهی می یابد و زمانی كه به كمك نیاز دارد می تواند از دیگران كمك بگیرد بنابراین می توان نتیجه گرفت كه دو عامل استعداد(فرصت و امكان یادگیری) و راهنمایی درست برای خوب یاد گرفتن ضرورت دارد در بازی كودك فرصت پیدا می كند تا نیروهای بالقوه خود را به نیروهای بالفعل تبدیل كندو تحت راهنماییهای مناسب بر یادگیری خود بیفزاید.
بازیهای ذهنی مثل شطرنج بازی، حل جدولها و یا مسائل ساده حساب كه باعث رشد هوش، استدلال و شخصیت اطفال می گردند. در بازیهای ذهنی كودك مجبور به فكر كردن، استدلال كردن و حل كردن مسائل هستند.
به طور كلی می توان گفت كه نخستین پیروزی بزرگ انسان در یادگیری، كسب مهارت در به كار بردن حواس می باشد و كودك در بازی از طریق لمس كردن، دست مالیدن، بكار انداختن حواس بخصوص بساوائی، چشایی و بویایی حواسش را رشد و توسعه می دهد.
كودك از طریق بازی در واقع می تواند خود را بشناسد كه نقاط ضعف و قوت او چیست؟ آیا فرمانده است یا فرمانبر؟ تابع است یا متبوع؟ آرام است یا شلوغ؟ حالت تهاجم دارد یاتسلیم؟ همچنین بسیاری از صفات و خصوصیات كودك مثل شجاعت یا ترس یا مهر و خشم و ابتكار از طریق بازی است كه كشف می شود.
رشد اجتماعی
بازی در رشد اجتماعی كودكان تاثیر چشمگیری دارد. كودكان اغلب برای اولین بار از راه بازی گروهی به ارزش كوذكان دیگر كه بدون آنان بازی مقدور نیست پی می برند آنان یاد می گیرند كه چگونه از طریق بازی یكدیگر را قبول داشته باشند. درباره قوانین بازی توافق كنند و گروهی به بازی بپردازند. مفهوم همكاری، پیروزی بر گروه رقیب، شكست، همچشمی و برتری طلبی اغلب در بازیهای جمعی و گروهی به رشد لازم می رسد. از طرف دیگر كودك در ضمن بازی با رفتار بزرگسالان و نقشی كه خود او در آینده باید ایفا كند آشنا می شود و قدرت جسمانی-كلامی، ذهنی و استعداد خود در برقراری ارتباط با دیگران را گسترش می دهد.
از بعد رشد اجتماعی، تعامل در بازی با دیگر كودكان، كودكك را قادر می سازد تا تصورش را از خود و دیگران به صورت عام رشد دهد. كودكی كه بازی می كند نقش خود را به طور مرتب تغییر می دهد و مجبور می شود چشم انداز خود را نیز تغییر دهد. در بازیهای گروهی كه دراین مقررات و قواعد است بازیكن باید نقش دیگر بازیكنان را بداند- همانطور كه نقش خود را می داند- همچنین باید توانایی بر عهده گرفتن نقش دیگران را در خود رشد و توسعه دهد. كودك شروع به ارزیابی توانایهای خود در مقابل دیگرن می كند و هویت یا تصور از خود را بهبود می بخشد. بچه هایی كه بازی می كنند بیش از هویت خود یاد می گیرند. آنها از طریق بازی كردن نقشهای مختلف بزرگسالان، مقررات اجتماعی و معیارهایی را كه رفتار بازیگر را تنظیم می كند می آموزند.
در بازیهایی كه دارای مقررات و قواعدی هستند، بازیگر باید یاد بگیرد كه به قواعد بازی، حتی زمانی كه انگیزه های آنی او را به سوی یكی رفتار كاملا متفاوت سوق می دهد تسلیم شود.
كودك در بازی یاد می گیرد كه چگونه در بین جمع زندگی كند. چه ضوابطی را برای زندگی در نظر داشته باشد در درگیریها، در معركه زندگی چه موضعی و چه راه و روشی را در پیش گیرد. بازیها افراد را به مقررات و ضوابط زندگی آشنا می كنند، روح سازگاری را در افراد پدید می آورند فنون زندگی جمعی را عملا به طفل یاد می دهند. كودك در سایه بازی در می یابد كه همیشه نمی تواند از طریق اعمال خشم به پیش برود. در همه جا نمی تواند عصبانی شود و نظرات خود را اعمال نماید همه گاه نمی تواند دیگران را وادار به تسلیم خواسته های خود كند بلكه در مواردی كه لازم است تسلیم خواسته های دیگران باشد بخصوص كه آن خواسته ها بحق باشند. بازی به كودكان می آموزد كه زندگی یك داد و ستد است درازای دریافت خدمتی باید خدمتی برای دیگران انجام داد. اگر چیزی از كسی می گیریم باید چیزی هم متقابلا به او بدهیم و گرنه اجتماع و جود ما را تحمل نخواهد كرد و بالاخره بازی افراد را وامیدارد كه تن به پذیرش و صلح دهند و دریابند كه همه گاه نمی تواند از راه جبر و فشار سلطه خود را بر دیگران اعمال كرد.
رشد اخلاقی
بازی یكی از مهمترین عواملی است كه در تربیت اخلاقی كودك نقش مهمی ایفا میكند. كودك هنگام بازی در میابد كه اگر بخواهد فرد قابل قبول به حساب آید باید درستكار، راستگو، عادل و ... باشد كودك هنگام بازی پی می برد كه خوب یا بد بودن یك عمل چگونه است و دیگران چگونه با او برخورد می كنند برای مثال در بازی دزد و پلیس كودك متوجه می شود كسی كه دزد است عمل بدی انچام داده كه منجر به تعقیب او به وسیله پلیس شده است و در نهایت با دستگیر شدن و پذیرش تنبیه به زشتی و غیر اخلاقی بودن دزدی صحه گذاشته و بر عدالت اجتماعی احترام می گذارد و در عین حال صفات و خصایلی كه كودك در تعاملات روزمره با همسالان و بزرگسالان كسب می كند در بازی تكامل می ییابد از طریق بازی می توان نقایص فردی، اخلاقی و شخصیتی او را اصلاح كرد و فكر و اندیشه او را رشد داد كودكی كه ترسو و بزدل است از طریق بازی می تواند شجاع و با شهامت باز آید مثلا بازی قایم موشك آن هم در شب خود م یتواند ترس او را از تاریكی تعدیل كند و یا از بین ببرد زیرا طفل ناگزیر است به گوشه ای بخزد، در تاریكی قرار و آرام گیرد. در ضمن بازی می توان كودك بدخوه را از این حالت بدخواهی بدرآورد حس برادری، تعاون، نوعدوستی و برابری تعاون، نوعدوستی و برابری را به او یاد داد. عقده ای را از او حل كند و ناراحتی ها را از او دور ساخت.
رشد حسی
فعالیتهای اطفال در بازی باعث تقویت عضلات اعصاب و قلب آنها می گردد اطفال به بازی مبادرت می ورزند زیرا كه آنها از لحاظ بدنی سالمند. به عبارتی دیگر فعالیت كودكان در بازی نشانه سلامت آنهاست و به حدی این موضوع طبیعی است كه چنانچه كودكی بازی نكند ما به این فكر می افتیم كه باید اتفاق ناگوار رخ داده باشد اگر كودكان را از بازی كردن محروم سازیم به احتمال قوی از آنها خوشی ار دور ساخته و بالطبع رشد آنها را مختل نموده ایم. رشد ذهنی تا اندازه ای به رشد جسمی بستگی دارد به طور خلاصه بازی كاملترین پرور شار برای بدن، ذهن، شخصیت و منش آدمی فراهم می آورد.
پیشنهادات
توجه داشته باشید زمانی كه كودك به تجربه و تمرین می پردازد در صورت مواجهه با سرزنش و خشم ناكافی، آثار نامطلوبی در او بر جای خواهد ماند. اصولی كه در بازی كودكان باید رعایت شود عبارتند از:
1- به كودك حق انتخاب نوع بازی داده شود.
2- فضای كافی برای بازی مورد علاقه كودك فراهم شود زیرا در صورت نبود فضای مورد نظر حالات روانی آثار نامطلوبی بر كودك بر جای می گذارد.
3- اشیا و اسباب بازیهای متنوعی در درسترس كودك قرار گیرد تا او به راحتی به وسیله مورد علاقه خود دست یابد.
4- نوع بازیهای ارائه شده خوشایند كودك باشد در غیر این صورت كودك از بازی كناره می گیرد.
5- در جریان بازی كودك آزادی عمل داشته باشد در صورت تحكم بزرگسالان بازی برای كودك فشار و ناراحتی همراه خواهد داشت.
6- سعی كنیم آن نوع از بازی را برای اطفال انتخاب كنیم كه در آن قصد اصلاحی و یا دادن هشداری باشد و بازی نیروی قدرت تفكر و مهارتهای اجتماعی كودك را افزایش دهد.
7- در هر بازی سعی شود اصول و قوانینی حساب شده به كودك آموخته شود كه به عنوان ضوابط و اصول زندگی به حساب آیند.
8- بازی باید حالت طبیعی داشته باشد نه تصنعی زیرا در آن صورت كودك آن را برای خود دشوار و سنگین خواهد دانست.
9- نوع اسباب و وسایل بازی متناسب با شرایط سنی كودك انتخاب شود.
10- متناسب با شرایط فرهنگی و موقعیت اجتماعی و محیطی كه كودك در آن زندگی می كند وسایل بازی انتخاب شود.
منبع: کتاب تربیت و بازسازی کودکان از علی قائمی
ورزش کودکان
از آن جا که اغلب کودکان، بخش عمده اي از عمر خود را در آغوش مادران يا در کنار آن ها و تحت نظارت ايشان سپري مي کنند، دانستن مطالبي درباره ي ورزش کودکان، براي بانوان، ضروري به نظر مي رسد. از اين رو، پاره اي از مسايل را در اين خصوص مطرح مي نماييم.
اهميت ورزش و بازي کودکان
ورزش براي کودکان فوق العاده ضروري و لازم است. کودکان به طور طبيعي و فطري به ورزش، بازي و تحّرک، علاقه نشان مي دهند و اين بازي و تحرّک، براي رشد و نموّ نسوج بدنشان لازم است. البته ضرورت تحرّک و بازي - که چيزي جز ورزش نيست - اختصاصي به انسان ندارد، بلکه در ساير حيوانات نيز محسوس است. شهيد دکتر پاک نژاد در کتاب اولين دانشگاه و آخرين پيامبر به همين نکته اشاره کرده و مي نويسد:
بچه گربه، بازي مي کند، بزغاله، جست و خيز دارد، بچه شير به سر و کول مادرش مي پرد، کرّه الاغ به مادرش لگد مي زند و... واخيرا کشف شده، نشخوار کردن نشخوار کنندگان و خواب ديدن حيوانات مغزدار، مخصوصا در گوشت خواران، از گربه گرفته تا جنين انسان، همه براي تکامل مغزشان بوده و لازم است.1
حال که ورزش، بازي و تحرّک براي کودکان لازم و ضروري است، والدين و مربيان موظف اند کودکان را به سوي ورزش ها و بازي هايي هدايت کنند که فکر، روح، جسم و شخصيت آن ها را ساخته و آن ها را براي زندگي اجتماعي سالم و مفيد آماده سازد. يکي از نويسندگان در اين باره مي نويسد:
ورزش هايي که به کودکان داده مي شود، بايد چنان باشند که به تربيت قواي فکري و نظم روحيِ آن ها منتهي گردد؛ بدين معنا که تکوين اخلاق کنند؛ ايجاد منش نمايند، عادت هاي مطلوب را (نظير نظم و انضباط و اطاعت از قانون و جوان مردي و همکاري) مايه گذارند و يا حس ابتکار را بيدار کنند و بپرورند. اين ها همه را ضمن بازي ها، بهتر از هر گونه درس مي توان ياد داد، زيرا اثر چنين آموزشِ ضمن بازي ها، تا پايات عمر، باقي مي ماند.2
از ورزش ها و بازي هاي کودکان، استفاده هاي ديگري نيز مي توان نمود. مربّيان دل سوز و زيرک، با توجه به نوع بازي ها و ورزش هاي مورد علاقه ي کودکان مي توانند شخصيت واقعي و حقيقي و نيز استعدادهاي نهفته ي کودکان و حساسيت هاي روحي آنان را کشف نموده و در برنامه ريزي هاي تربيتي به آن ها توجه کنند. دکتر مظلومي در اين باره مي نويسد:
بازي هاي مورد علاقه ي کودک نيز مي توانند تا حد زيادي معرّف جهت عاطفي و نظري او باشند و قابل توجه براي کار مربّي قرار گيرند. آري بازي، واقعا بازي نيست، درس زندگي کودک است، و نمايشي از سير دروني و نفساني او، پس بايد که آن را نيکو ساخت و نيکو نظارت کرد.3
آية الله ابراهيم اميني نيز در کتاب بانوي نمونه ي اسلام چنين مي نگارد:
بعضي مردم از کودکان انتظار دارند که مانند بزرگ سالان زندگي کنند و بر خودشان لازم مي دانند که اطفال را از بازي و حرکات بچه گانه باز دارند، و اين عمل را تربيت مي شمارند. اگر کودک بازي گر بود، مي گويند: کودکِ بي ادبي است، ولي اگر خمود و سر به زير بود و از بازي کناره گيري کرد و در گوشه اي نشست، مي گويند: آفرين چه کودک باادبي است! امّا دانشمندان روان شناس اين عقيده را خطا و غلط مي دانند و عقيده دارند که بچه بايد بازي کند. اگر بچه، بازي نمي کند، علامت کسالت جسماني و ضعف روحي اوست. البته پدر و مادر بايد اين جهت را مراعات کنند که بازي کردن کودک به حال خودش زيان بخش نباشد و اسباب مزاحمت ديگران را نيز فراهم نسازد.
پدر و مادر نه تنها بايد کودک را در بازي آزاد بگذارند، بلکه خودشان نيز بايد در مواقع بي کاري با آنان بازي کنند، زيرا بازي کردن با پدر و مادر براي اطفال، بسي لذّت بخش است و آن را از علايم محبّت مي شمارند.4
هم چنين از طريق ورزش مي توان کودک را تربيت نمود و بسياري از ياد گرفتني ها را به او آموخت. در کتاب کودک و ورزش چنين آمده است:
قدرت آموختن در تمام کودکان وجود دارد. کودک مي تواند از ديگران و با ديگران، بر اثر نگاه کردن، مقايسه کردن و تقليد کردن، بياموزد. مقايسه ي قدرت کودک با ديگران، نشانه ي اعتماد به قدرت خود مي باشد و رقابت نيز مي تواند در آموزش مؤثّر باشد. هم سالان کودک در آموزش تربيت و آموختن کودک مؤثرند. بزرگان نيز مي توانند سرمشق آموزش براي خردسالان باشند... (جهت آموزش نظم و تربيت در ضمن بازي) مي توانند به کودک بياموزند که:
1- به نوبت از اسباب استفاده نمايند؛
2- ممانعت براي کودکان ديگر فراهم نکنند؛
3- پس از استفاده از اسباب بازي، آن را به کودکان واگذار نمايند؛
4- اسباب بازي را خراب نکنند.
کودک مي تواند قواعد اجتماعي و زندگي را فقط در جمع کودکان بياموزد. براي اين منظور، سعي کنيد که فرزند شما با ديگران آميزش و رفت و آمد داشته باشد و تمرينات مثبت و منفي را بياموزد.5
نظر دانشمندان متقدّم
نه تنها دانشمندان و انديشمندان معاصر، ورزش، بازي و تحرّک را براي کودکان لازم مي دانند، بلکه بسياري از فلاسفه و صاحب نظران گذشته نيز اين ضرورت را دريافته و بدان سفارش کرده اند. به عنوان نمونه، غزالي مي گويد:
و هر روز يک ساعت وي را از بازي باز ندارند تا فرهيخته شود {يعني تربيت گردد و ادب آموزد} و تنگ دلي نشود که از آن بد خوي گردد و کوردل.6
ارسطو نيز ورزش و بازي را براي کودکان لازم دانسته، ولي آن ها را از پرداختن به ورزش هاي سنگين منع نموده و اعتقاد داشته است:
کودکان بايد به طور معتدل ورزش نمايند و نه تا آن حد که مهارتِ حرفه اي به دست آورند. جواناني که براي شرکت در مسابقه هاي المپيک ورزش مي کنند، تندرستي شان آسيب مي بيند، و اين نکته، آشکار است که کساني که در خردسالي قهرمان مي شوند، در سال خوردگي به ندرت باز به چنين مقامي مي رسند.7
ورزش کودکان در قرآن
اسلام نيز نه تنها بر بازي کودکان خرده نگرفته بلکه آن را لازم مي داند. در سوره ي يوسف مي خوانيم: وقتي برادران يوسف مي خواهند او را از پدر دور سازند، به انديشه فرو مي برند که چه موضوعي را براي اين امر، بهانه قرار مي دهند تا پدرشان، حضرت يعقوب عليه السلام، که پيامبر خدا بود و بينش وسيع الهي داشت، بر آنان خرده نگرفته و از درِ مخالفت در نيايد، مسئله ي لزوم بازي و تحرک در فضاي باز و سرسبز را مطرح مي کنند، زيرا مي دانند بازي، ورزش و تحرک براي کودک، يک ضرورت فطري است و هيچ گاه پيامبر خدا با يک خواسته ي فطري مخالفت نمي کند؛ از اين رو مي گويند:
اَرسِلهُ مَعَنا غداً يَرتَع وَ يَلعَب8؛ {اي پدر} فردا او را با ما به صحرا فرست تا در چمن و مراتع بگردد و بازي کند.
و از آن جا که بايد، بازي و ورزش کودک، تحت مراقبت و کنترل بزرگ ترها باشد، اضافه مي کنند:
وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ9؛ و البته ما مراقب او خواهيم بود.
حضرت يعقوب عليه السلام نيز، از اين جهت به آنان ايرادي نگرفته و موافقت مي کند يوسف با آن ها به صحرا برود.
ورزش کودکان در نظر رهبران اسلام
رهبران دينيِ ما نيز به گونه هاي مختلفي، ضرورت بازي و تحرّک براي کودکان را مورد اشاره قرار داده اند. حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:
مَن کان لَهُ وَلَدٌ صَبا10؛ هر کس کودکي دارد، خود نيز بايد کودک شود.
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نيز در اين مورد مي فرمايد:
مَن کانَ عِندَهُ صَبِيٌّ فَليَتَصابّ لَهُ11؛ هر کس کودکي دارد، خود نيز بايد براي او تظاهر به کودکي نمايد.
همان گونه که ملاحظه مي شود، رهبران ديني ما، نه تنها کودکان را به واسطه ي کارها و بازي هاي کودکانه سرزنش نمي کنند، بلکه به والدين آن ها نيز توصيه مي نمايند که خود نيز کودک شده و با کودکانشان به بازي هاي کودکانه بپردازند. خود آن بزرگواران نيز با کودکان، اين چنين رفتاري داشته اند.
در سيره ي پيامبر بزرگ اسلام صلي الله عليه و آله و سلم مي خوانيم: آن بزرگوار با نوه هاي خردسال خود بازي مي کرد و حتي مرکب آنان مي شد و آنان را به دوش مي گرفت، چنان که اَسلَم مي گويد: من حسن و حسين عليهما السلام را ديدم که بر شانه هاي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم سوار شده اند. به آن دو رو کرده گفتم: چه مرکب راهواري داريد! در اين لحظه، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مرا مخاطب ساخته فرمود: "و چه سواران نيکويي!"12
هم چنين در سيره ي آن حضرت مي خوانيم: گاه اتّفاق مي افتاد که آن حضرت در حال نماز بود و همين که سر بر سجده مي گذاشت، دو نوه ي بزرگوارش، حسن و حسين عليهما السلام بر پشت او سوار مي شدند و به بازي و شوخي مي پرداختند و آن حضرت نه تنها آن ها را منع نمي فرمود، بلکه آن قدر سجده را طولاني مي کرد تا خودشان به ميل خود پايين بيايند. جالب تر اين که، گاه خود آن حضرت دو نوه ي خردسال خويش را به کُشتي گرفتن وا داشته و سپس به تشويق آنان مي پرداخت.13
نکات عمومي براي فعاليت جسماني کودکان و نوجوانان14
1- امکانات لازم براي فعاليت جسماني کودکان فراهم شود؛
2- کودکان در حدّ خود فعاليت کنند و از بزرگسالان تقليد نکنند؛
3- در شرايط نامناسب محيطي ورزش نکنند؛
4- بايد مرقب رژيم غذايي کودکان بود؛
5- تغييرات هورموني در کودکان مهم است؛
6- فعاليتي انجام شود که کودک احساس لذت و شادي کند؛
7- کودکان را نبايد براي کسب مهارت در فعاليت هاي جسماني که نيازمند آماده سازي در طول سال هاست، مجبور کرد؛
8- توانايي پياده روي و دويدن در کودکان کمتر از بزرگ سالان است و از 8 تا 18 سالگي، تقريبا سالي يک درصد افزايش مي يابد؛
9- سنّ شروع فعاليت هاي ورزشي کودکان با توجه به ميزان بلوغ جسماني و رواني متفاوت است؛
10- در برنامه هاي فعاليت جسماني براي کودکان بايد بر شرکت آنان در فعاليت تاکيد شود و نه بر رقابت يا نتيجه.15
ورزش کودکان
نويسنده:حسین صبوری
ورزش برای کودکان، فوق العاده ضروری و لازم است. کودکان به طور طبیعی و فطری به ورزش، بازی و تحرّک علاقه نشان می دهند و این بازی و تحرک برای رشد و نموّ نسوج بدنشان لازم بوده و شرط زنده ماندنشان می باشد. نیاز به تحرک و بازی- که چیزی جز ورزش نیست- اختصاصی به بچه انسان ها نداشته، بلکه در سایر حیوانات نیز محسوس است. شهید دکتر پاک نژاد در کتاب اولین دانشگاه و آخرین پیامبر به همین نکته اشاره کرده و می نویسد:
" بچه گربه، بازی می کند، بزغاله، جست و خیز دارد، بچه شیر به سروکول مادرش می پرد، کره الاغ به مادرش لگد می زند و ... و اخیراً کشف شده، نشخوار کردن نشخوار کنندگان و خواب دیدن حیوانات مغزدار، مخصوصاً در گوشت خواران، از گربه گرفته تا جنین انسان، همه برای تکامل مغزشان بوده و لازم است."
حال که ورزش، بازی و تحرّک برای کودکان لازم و ضروری است، وظیفه والدین و مربیان این است که سعی کنند کودکان را به سوی ورزش ها و بازی هایی هدایت کنند که فکر، روح، جسم و شخصیت آن ها را ساخته و آن ها را برای زندگی اجتماعی سالم و مفید آماده سازد. دکتر رجبعلی مظلومی در کتاب گامی در مسیر تربیت اسلامی می نویسد:
"ورزش هایی که به کودکان داده می شود، باید چنان باشند که به تربیت قوای فکری و نظم روحی آن ها منتهی گردد؛ بدین معنان که تکوین اخلاق کنند، ایجاد منش نمایند، عادت های مطلوب را (نظیر نظم و انضباط و اطاعت از قانون و جوان مردی و همکاری) مایه گذارند و یا حس ابتکار را بیدار کنند و بپرورند.
این ها همه را ضمن بازی ها بهتر از هر گونه درس می توان یاد داد، زیرا اثر این چنین آموزش ضمن بازی ها، تا پایان عمر، باقی می ماند."
از ورزش ها و بازی های کودکان، استفاده های دیگری نیز می توان نمود مربیان دلسوز و زیرک، با توجه به نوع بازی ها و ورزش های مورد علاقه کودکان، می توانند شخصیت واقعی و حقیقی و نیز استعدادهای نهفته کودکان و حساسیت های روحی آنان را کشف نموده و در برنامه ریزی های تربیتی، مورد توجه و استفاده قرار دهند. دکتر مظلومی در این مورد می نویسد:
"بازی های مورد علاقه کودک نیز می توانند تا حد زیادی معرّف جهت عاطفی و نظری او باشند و قابل توجه برای کار مربی قرار گیرند. آری بازی، واقعاً بازی نیست، درس زندگی کودک است، و نمایشی از سیر درونی و نفسانی او؛ پس باید که آن را نیکو ساخت و نیکو نظارت کرد."
آیه الله ابراهیم امینی نیز در کتاب بانوی نمونه اسلام چنین می نگارد:
"دانشمندان فن تربیت توصیه می کنند که باید اطفال را آزادی داد تا بر طبق دل خواه بازی کنند، بلکه باید وسایل و اسباب بازی و تفریح سالم را برای آنان فراهم ساخت. اخیراً در جهان متمدن، این موضوع مورد توجه واقع شده و در کودکستان ها و دبستان ها و دبیرستان ها انواع وسایل بازی و تفریج سالم را مطابق سن کودکان و نوجوانان برایشان فراهم می سازند، و آنان را به بازی های دسته جمعی تشویق می کنند و به اثبات می رسانند که بازی چنان که برای رشد بدنی اطفال لازم است، برای تربیت روحی آنان نیز تاثیر به سزایی دارد.
بعضی مردم از کودکان انتظار دارند که مانند بزرگ سالان زندگی کنند و بر خودشان لازم می دانند که اطفال را از بازی و حرکات بچه گانه باز دارند؛ و این عمل را تربیت می شمارند. اگر کودک بازیگر بود، می گویند: کودک بی ادبی است، ولی اگر خمود و سر به زیر بود و از بازی کناره گیری کرد و در گوشه ای نشست، می گویند: آفرین، چه کودک با ادبی است! اما دانشمندان روان شناس این عقیده را خطا و غلط می دانند و عقیده دارند که بچه باید بازی کند؛ اگر بازی نمی کند، علامت کسالت جسمانی و ضعف روحی اوست. البته پدر و مادر باید این جهت را مراعات کنند که بازی کردن کودک به حال خودش زیان بخش نباشد و اسباب مزاحمت دیگران را نیز فراهم نسازد.
پدر و مادر نه تنها باید کودک را در بازی کردن آزاد بگذارند، بلکه خودشان نیز باید در مواقع بی کاری با آنان بازی کنند، زیرا بازی کردن با پدر و مادر برای اطفال، بسی لذت بخش است و آن را از علایم محبت می شمارند."
از طریق ورزش می توان کودک را تربیت نمود و بسیاری از یاد گرفتنی ها را به او آموخت. در کتاب کودک و ورزش چنین آمده:
"قدرت آموختن در تمام کودکان وجود دارد. کودک می تواند از دیگران و با دیگران، بر اثر نگاه کردن، مقایسه کردن و تقلید کردن بیاموزد. مقایسه قدرت کودک با دیگران، نشانه اعتماد به قدرت خود می باشد و رقابت نیز می تواند در آموزش موثر باشد. هم سالان کودک در آموزش تربیت و آموختن کودک موثرند.
بزرگان نیز می توانند سرمشق آموزش برای خردسالان باشند... (جهت آموزش نظم و تربیت در ضمن بازی) می توانند به کودکان بیاموزند که:
۱- به نوبت از اسباب بازی استفاده نمایند.
۲- ممانعت برای کودکان دیگر فراهم نکنند.
۳- پس از استفاده از اسباب بازی، آن را به کودکان دیگر واگذار نمایند.
۴- اسباب بازی را خراب نکنند.
کودک می تواند قواعد اجتماعی و زندگی را فقط در جمع کودکان بیاموزد، برای این منظور سعی کنید که فرزند شما با دیگران آمیزش و رفت و آمد داشته باشد و تمرینات مثبت و منفی را بیاموزد.
هدف از تربیت کودکان استقلال آن هاست."
تنها دانشمندان و اندیشمندان معاصر نیستند که ورزش، بازی و تحرک را برای کودکان لازم می دانند، بلکه بسیاری از فلاسفه و صاحب نظران گذشته نیز این ضرورت را دریافته و بدان پرداخته اند؛ به عنوان نمونه، غزّالی می گوید:
"و هر روز یک ساعت وی را از بازی باز ندارند تا فرهیخته شود [یعنی تربیت گردد و ادب آموزد] و تنگ دلی نشود که از آن بدخوی گردد و کوردل."
ارسطو نیز ورزش و بازی را برای کودکان لازم می دانسته، ولی آن ها را از پرداختن به ورزش های سنگین منع نموده و معتقد بوده:
"کودکان باید به طور معتدل ورزش نمایند و نه تا آن حد که مهارت حرفه ای به دست آورند. جوانانی که برای شرکت در مسابقه ای المپیک ورزش می کنند، تندرستی شان آسیب می بیند، و این نکته آشکار است که کسانی که در خردسالی قهرمان می شوند، در سال خوردگی به ندرت باز به چنین مقامی می رسند."
اسلام نیز که دین فطرت بوده و با واقعیات، واقع گرایانه برخورد می کند، نه تنها بازی کودکان را تخطئه نکرده، بلکه آن را لازم می داند. در سوره یوسف می خوانیم:
وقتی برادران یوسف می خواهند او را از پدر دور سازند، به اندیشه فرو می روند که چه موضوعی را برای این امر، بهانه قرار دهند تا پدرشان، حضرت یعقوب، که پیامبر خدا بوده و دارای بینش وسیع الهی است، بر آنان خرده نگرفته و از در مخالفت در نیاید، مساله لزوم بازی و تحرک در فضای باز و سرسبز را مطرح می کنند، زیرا می دانند بازی، ورزش و تحرک برای کودک، یک ضرورت فطری است و هیچ گاه پیامبر خدا با یک خواسته فطری مخالفت نمی کند؛ از این رو می گویند:
"ارسله معنا غدا یرتع ویلعب؛
[ای پدر] فردا او را با مابه صحرا فرست تا در چمن و مراتع بگردد و بازی کند."
و از آنجا که باید، بازی و ورزش کودک، تحت مرا قبت و کنترل بزرگترها باشد، اضافه می کنند:
"و انا له لحافظون"
والبته ما مراقب او خواهیم بود."
حضرت یعقوب علیه السلا م نیز، از این جهت به آنان ایرادی نگرفته و موافقت می کند یوسف با آنان به صحرا برود.
رهبران دینی ما نیز به انحای مختلف، ضرورت بازی و تحرک برای کودکان را مورد اشاره قرار داده اند. حضرت علی علیه السلام فرمودند:
"من کان له ولد صبا؛
هر کس کودکی دارد، خود نیز باید کودک شود."
پیامبر اکرم صلی الله علی و اله نیز در این مورد فرمودند:
"من کان عنده صبیّ فلیتصابّ له؛
هر کس کودکی دارد، خود نیز باید تظاهر به کودکی نماید."
همان گونه که ملاحظه می شود، رهبران دینی ما، نه تنها کودکان را به واسطه کارها و بازی های کودکانه سرزنش نمی کنند، بلکه به والدین آن ها نیز توصیه می نمایند که خود نیز کودک شده و با کودکانشان به بازی های کودکانه بپردازند. خود آن حضرات نیز چنین می کرده اند.
در سیره پیامبر بزرگ اسلام می خوانیم: آن بزرگوار با نوه های خردسال خود بازی می کرده و حتی مرکب آنان می شده و آنان را به دوش می گرفته است.
اسلم می گوید: من حسن و حسین علیه السلام را دیدم که بر شانه های پیامبر سوار شده اند. به آن دو رو کرده گفتم: چه مرکب راهواری دارید! در این لحظه، پیامبر صلی الله علیه واله مرا مخاطب ساخته فرمود: "و چه سواران نیکویی!"
همچنین در سیره آن حضرت می خوانیم: گاه اتفاق می افتاد آن حضرت در حال نماز بود و همین که سر بر سجده می گذاشت، دو نوه بزرگوار، ولی سنّ و سال او، حسن و حسین علیه السلام، بر پشت او سوار می شدند و به بازی و شوخی می پرداختند. آن حضرت نه تنها آن ها را منع نمی فرمود، بلکه آن قدر سجده را طولانی می کرد تا خودشان به میل خود پایین بیایند. جالب تر این که، گاه خود آن حضرت دو نوه خردسال را به کشتی گرفتن وا داشته و سپس به تشویق آنان می پرداخت.
منبع: ورزش در اسلام،حسین صبوری